ادامه
ادامه
دامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق درو باز کرد و وقتی انیا رو دید خیالش راحت شد که زندس
انیا تا دامیان رو دید بغضش شکست زد زیر گریه بدو بدو رفت دامیان رو بقل کرد
انیا:دامیان...هق....خیلی...هق....ترسیدیم....گفتم...هق....ولم.....هق....کردی...هق هق هق هق هق هق هق😭
دامیان که فهمید انیا دلش براش تنگ شده بغل.ش کرد وبعد چشمش اوفتاد رو تخت
دامیان:اون دیگه چیه؟
انیا از بغل دامیان میاد بیرون اشک هاشو پاک میکنه
انیا:یه ادمی اومد گذاشتش پشت در زنگ رو زد و رفت
دامیان رقت بالا سره بچه
دامیان:اسمش رو چی بزاریم؟
انیا🍅:برای چی؟
+خوب این از الان به بعد بچه ی ما به حساب میاد،پس به اسم نیاز داره!
انیا یکم فکر کرد و رفت پیش دامیان رو پاش نشست و گفت:دایلا!
بچه=دختر=دایلا
دامیان:ایده خوبیه😊
پس از امروز به بعد اسمت دایلا هست☺️
دایلا چشمام رو باز کرد(مشخصات دایلا=مو ها سیاه،چشم ها سبز،سفید،بچه شیرخوار)
دایلا زد زیر گریه(گشنشه)
دامیان:چرا گریه کرد؟
+گشنشه خوب
_خوب بهش غذا بده دیگه
+پاستا بدم تا سوشی؟ها(داد)ببین این بچه شیرخوار شیرخوار
انتظار داری بهش شیر بدم😡
_اره خوب بده!
+من که شیر ندارم دیوونه😡!داشتم.م جلو تو نمی دادم!
+پس الان به جیوز میگم شیر خوشک بگیره بیاره
انیا ی لیست داد که جیوز چیا رو بگیره
تا بعد بایی
***
دامیان از ترسش سریع درو باز کرد بدو بدو رفت سمت اتاق درو باز کرد و وقتی انیا رو دید خیالش راحت شد که زندس
انیا تا دامیان رو دید بغضش شکست زد زیر گریه بدو بدو رفت دامیان رو بقل کرد
انیا:دامیان...هق....خیلی...هق....ترسیدیم....گفتم...هق....ولم.....هق....کردی...هق هق هق هق هق هق هق😭
دامیان که فهمید انیا دلش براش تنگ شده بغل.ش کرد وبعد چشمش اوفتاد رو تخت
دامیان:اون دیگه چیه؟
انیا از بغل دامیان میاد بیرون اشک هاشو پاک میکنه
انیا:یه ادمی اومد گذاشتش پشت در زنگ رو زد و رفت
دامیان رقت بالا سره بچه
دامیان:اسمش رو چی بزاریم؟
انیا🍅:برای چی؟
+خوب این از الان به بعد بچه ی ما به حساب میاد،پس به اسم نیاز داره!
انیا یکم فکر کرد و رفت پیش دامیان رو پاش نشست و گفت:دایلا!
بچه=دختر=دایلا
دامیان:ایده خوبیه😊
پس از امروز به بعد اسمت دایلا هست☺️
دایلا چشمام رو باز کرد(مشخصات دایلا=مو ها سیاه،چشم ها سبز،سفید،بچه شیرخوار)
دایلا زد زیر گریه(گشنشه)
دامیان:چرا گریه کرد؟
+گشنشه خوب
_خوب بهش غذا بده دیگه
+پاستا بدم تا سوشی؟ها(داد)ببین این بچه شیرخوار شیرخوار
انتظار داری بهش شیر بدم😡
_اره خوب بده!
+من که شیر ندارم دیوونه😡!داشتم.م جلو تو نمی دادم!
+پس الان به جیوز میگم شیر خوشک بگیره بیاره
انیا ی لیست داد که جیوز چیا رو بگیره
تا بعد بایی
***
- ۵۴۳
- ۱۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط