{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⊙ کـبـــریــــت هــــــــایــــت کـــــو!. . . ⊙

⊙ کـبـــریــــت هــــــــایــــت کـــــو!. . . ⊙
بعد از سالها دختر کبریت فروش را دیدم ...
بزرگ و زیبا شده بود ...
به او گفتم : کبریت هایت کو میخواهم این سرزمین را
به ٱتش بکشم ...
خنده ی تلخی کرد . سپس گریست و گفت :
کبریت هایم را نخریدند ...سالهاست خودم را میفروشم
#mo30bat
دیدگاه ها (۱)

Hiاومدم با یه تکپارتیبا کمی کمک از هوش مصنوعی امیدوارم خوشتو...

part ۷

رمان تو خود منی

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ویکم 𓆪 🖤🥀دختر لبخندش را از دست داد.ـ «یون...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 150♡⁠。⁠)⁩نم...

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁29{تو فقط دختری بودی که اون شب......

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

Twenty four

پارت ۷: پیشنهادِ وسوسه‌انگیزِ جیمین!با سرعت از اون راهرو و ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط