{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام کیوتا

سلام کیوتا
سناریو درخواستی
وقتی که اعضا به ات خیانت میکنن و کلی به ات بد وبیراه میگن سیلی میزنن و بعد می‌فهمن اشتباه کردن ات ناراحتی فلبی داره و اینجا به خاطر همین ناراحتیش شدت گرفته

نامجون:سلام عشقم
ات:نامجون من میدونم که تو به من خیانت کردی پس اینجوری ادعا نکن که عاشق منی
نامجون:معلومه چی میگی ات؟(با استرس و تعجب)
ات:من چیز درستی رو میگم چون اولا استرس گرفتی دوما اینم از عکسش
نامجون:.........
ات:ازت متنفرم کیم نامجون(داد)
نامجون شروع میکنه به بد وبیراه گفتن و سیلی زدن به ات که ات یهو به نفس نفس زدن می افته و از درد داره قلبشو فشار میده نامجون یهو به خودش میاد و میره سریع برات قرص های قلبتو میاره و بهت میده و میبرتت بیمارستان و پشیمون شده
جین:چند روز بود که دعوا هاتون خیلی زیاد شده بود تا اینکه توی یکی از دعوا ها....
جین:چرا امروز غذا شور بود؟(با داد)
ات:جین تو چت شده؟ تو قبلا سر این موضوع های مسخره سرم داد نمیزدی
جین:گذشته گذشتس ولی الان الانه
ات: نه خیرم آقای کیم چون موضوع یه چیز دیگست تو دادی با بهترین دوستم بهم خیانت میکنی من واقعا ازت انتظار همچین چیزی رو نداشتم
جین:....‌....
ات:تو یه دختر ب.ا.ز.ی
جین:حرف دهنتو بفهم که داری با کی حرف میزنی و شروع به بد و بیراه گفتن میکنه و یه سیلی محکم به ات می زنه جوری که میفتی زمین و از شدت درد قلب بی هوش میشی بعد جین میاد که دوباره بزنتت که میبینه تکون نمیخوری و سریع میبرتت بیمارستان و تو بیمارستان هی خودشو سرزنش میکنه
شوگا:اصلا آقای مین و این حرفا🤨ایشون وقتی یه نفر رو انتخاب میکنه تا تهش باهاش هست
جیهوپ:جیهوپ و این حرفا اصلا ایشون از گل کمتر به شما نگفته چه برسه خیانت کنه
جیمین
ات:جیمین میشه توضیح بدی این چیه؟و عکس جیمین رو با یه دختر نشون میده
جیمین:.....‌‌‌‌
ات:باورم نمیشه که بهم خیانت کردی تو یه هر.زه بیشتر نیستی(خواهرم چرا از این فحشا میدی می خوای آرمی ها رو خبر کنم)
جیمین:اسم خودتو رو من نزار و شروع به سیلی زدن به ات و بد و بیراه گفتن و سیلی زدن بهش میشه که یهو قلبت تیر میکشه و از درد دستاتو مشت میکنی جوری که سر انگشتات سفید میشه جیمین متوجه این میشه و قرص های قلبتو پیدا میکنه و بهت میده و بعد با سریعترین سرعت به بیمارستان میرسونتت و تو راه کلی ازت معذرت خواهی میکنه
تهیونگ:مثل جیمین
جونگکوک:مثل جین

ببخشید اگه بد شد😥
مدیونید اگه فکر کنید ایده کم آوردم😄(دقیقا ایده کم آوردم😁)
لایک و حمایت یادتون نره خوشگلا❤
دیدگاه ها (۳)

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

سناریو درخواستی

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

خوب خوب دوزتان گلماین فیک ازدواج اجباری بزودی قراره تموم شه ...

تک پارتی نامی»»*به مناسبت تولدشش🎀*همجا سکوته خیلی مرگ باری د...

سناریو:وقتی عضو هشتم بی تی اس هستی و میخوای از گروه بری نامج...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

پارت 42 رمان عشق مدرسه ای بعد 25 دقیقه دیگه فرنی ات حاظر میش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط