گله ای نیست اگر فرصت دیدار نبود

گله ای نیست اگر فرصت دیدار نبود
خبری از تو به جز حسرت بسیار نبود
به سرم بود بگویم غم دیرینه ی خود
چه کنم سینه ی تو محرم اسرار نبود
غم و اندوه در این خانه به پایان نرسید
دل من لایق این خاتمه انگار نبود
گل خشکیده ی امید مرا چشم تو چید
لب خندان تو درمان من اینبار نبود
به هوای تو اگر بغض شکستم شب و روز
گله جز نخ به نخ از پاکت سیگار نبود
دیدگاه ها (۱۸)

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنمشب کنارت تا سحر بیدار روش...

کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنمشب کنارت تا سحر بیدار روش...

کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنمشب کنارت تا سحر بیدار روش...

کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنمشب کنارت تا سحر بیدار روش...

کلبه ام را لحظه ی دیدار روشن می کنمشب کنارت تا سحر بیدار روش...

بگذار که در حسرت دیدار بمیرمدر حسرت دیدار تو بمیرمدشوار بود ...

دلم ازبي كسي ام نيمه شب تار گرفتدلم از اين همه غم اين همه أز...

بگذار که در حسرت دیدار بمیرمدر حسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوا...

حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیستآه از این درد که جز مرگ منش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط