بگذار که در حسرت دیدار بمیرم

بگذار که در حسرت دیدار بمیرم

در حسرت دیدار تو بمیرم

دشوار بود مردنو روی تو ندیدم بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم

بگذار که چون ناله ی مرغان شباهنگ

در وحشت و اندوه شب تار بمیرم

بگذار که چون شمع کنم پیکر خود را در بستر اشک افتمو ناچار بمیرم

میمیرم از این درد که جان دگرم نیست

تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم

تا بودم ای دوست وفادار تو بودم بگذار بدان گونه وفادار بمیر م

بگذار که در حسرت دیدار بمیرم

در حسرت دیدار تو بمیرم

دشوار بود مردنو روی تو ندیدم بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم

بگذار که چون ناله ی مرغان شباهنگ

در وحشت و اندوه شب تار بمیرم

بگذار که چون شمع کنم پیکر خود را در بستر اشک افتمو ناچار بمیرم
دیدگاه ها (۳)

ادامه

پارت ۴

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

بگذار که درحسرت دیدار بمیرمدر حسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوار...

بگذار که درحسرت دیدار بمیرمدر حسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوار...

بگذار که درحسرت دیدار بمیرمدر حسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوار...

بگذار که در حسرت دیدار بمیرمدر حسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوا...

بگذار که در حسرت دیدار بمیرمدر حسرت دیدار تو بگذار بمیرمدشوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط