{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتی مقصر هم بود با یک عذر خواهی سر و‌تهش را هم می آوردم

حتی مقصر هم بود با یک عذر خواهی سر و‌تهش را هم می آوردم
تا مبادا برود که دلش را بزنم که خدای نکرده قهرِمان طولانی شود
چیزی درونم یک صدا میگفت «نمیخواهم از دستش بدهم»
گاه با التماس گاه قاطعانه گاه....
من از تمام شدن «همه چیز» می ترسیدم
همه چیزی که بعد ها به تعبیر خودش چیزی نبود
اما این چیزی نبود که او میگفت
همه ی من شده بود همه ی منی که سالها خودم را در او می دیدم
منی ک تبدیل به او شده بودم حاضر به‌ قهر طولانی مدت نبودم
چون میدانستم برنمیگردد من سالها بیخود
بالای گوری اشک میریختم ک مرده ای نداشت
او آدم ماندن نبود این را هر روز بیشتر از روز قبل می فهمیدم
اما این مغز لعنتی حرفهایش را تکرار میکرد و دل تایید
روزی می رسد که با وجود تمام تقلاها
برای ماندن کسی ک دوستش دارید به این باور می رسید
که باید همه چیز را رها کنید و بروید
می فهمید که دست کشیدن از دلتان بهترین کاری ست
که باید انجام دهید زیرا آن شخص خودش را متعلق به شما نمیداند
قلبتان مچاله می شود درد دارد زجر می کشید
اما هیچ چیز‌ بدتر از شکستن و خرد شدن غرور و دل نیست
آدمِ بی غرور چیزی ندارد که بخواهد از دست بدهد
رها کنید آدمهایی را که برای رفتن آمده اند.

#زیور_شیبانی
دیدگاه ها (۳۸)

من میگم رفیق آدم باید از خودش عاقل‌تر باشه؛ یه جورایی مکمل ب...

"ای آیه‌ی مکرر آرامش! میخواهَمَت هنوز"#بنام_عشق عشق، امن‌تری...

🌸 دوست🌸زندگی ما پر از آدم های معلّق است. آدم هایی آویخته از ...

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۹ — ساعت هشتساعت دقیقاً هشت شد.رها روی م...

رمان تو خود منی

💙آدم‌ها خواسته نشدن را زود می‌فهمند.در آن نگاهِ پرسشگرِ اولی...

فرق بین عشق و دوست داشتن همیشه در منطقش بودهیعنی دوست داشتن ...

HATE TO LOVE⁴(ویو:رز)...:هر سه،رز.با مادر تقریبا همزمان به س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط