{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذارکہ‌‌من بانفسَت شعر بسازم

بگذارکہ‌‌من بانفسَت شعر بسازم
دل ‌‌راپس‌این‌پرده‌ به‌یک‌عشوه ببازم

در موسم پائیزیی ِ معشوقه مجازی
بر عشق حقیقیِ تو صدبار بنازم

در شام نگاهت بشوَم شمع نهان‌سوز
تا صبح فرو ریزم ودر دل بگدازم

گنجشک‌غزل رابہ‌‌کمک‌گیرم ویک‌روز
در گوشۂ ایوان دلت خانہ بسازم

حالا تو ردیفم شده من, قافیه ‌باشم دنباله تو تا آخرء دفتر " بنوازم
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://telegram.me/monlightyy/foad
دیدگاه ها (۱)

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

بگذار که من با نفسَت شعر بسازمدل را پس این پرده به یک عشوه ب...

........بگذار که من با نفسَت شعر بسازمدل را پس این پرده به ی...

❤ ️ بگذار که من بانفست شعربسازمدل راپس این پرده به یک عشوه ب...

بگذار که من با نفسَت شعر بسازمدل را پس این پرده به یک عشوه ب...

بگذار که من با نفسَت شعر بسازمدل را پس این پرده به یک عشوه ب...

......بگذار که من با نفسَت شعر بسازمدل را پس این پرده به یک ...

💖 دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسا...

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

دستم به قلم رفت که سازی بنوازمبا نغمه ی سازم غزلی تازه بسازم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط