{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار که من با نفسَت شعر بسازم

بگذار که من با نفسَت شعر بسازم
دل را پس این پرده به یک عشوه ببازم

در موسم پاییزی معشوق مجازی
بر عشق حقیقیِ تو صد بار بنازم

در شام نگاهت بشوم شمع نهانسوز
تا صبح فرو ریزم و در دل بگدازم

گنجشک غزل را به کمک گیرم و یک روز
در گوشهء ایوان دلت خانه بسازم

حالا تو ردیفم شده من قافیه باشم
دنبال تو تا آخر دفتر بنوازم
دیدگاه ها (۱)

خورشيد پر تلألو هفت آسمان شديذي الحجه شهير زمين و زمان شديبا...

مسئولین ایرانی : ما ضد فساد و رانت و مافیا هستیم و آنها باید...

‏دیگه پست و مقام در شهرداری تهران کفاف رفقاشو نمیداد، مجبور ...

🔻انتصاب های زاکانی تمامی ندارد🔸علیرضازاکانی برای مرتضی امیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط