{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

summer vacation, قسمت 7

summer vacation, قسمت 7
جاستین در حالی ک اروم دستاشو روی سرم میکشید میگفت: بیدار شو..
چشامو باز کردم و یه اخم کردم و سرمو بردم انور و پرسیدم: حالیته چی کار میکنی؟
_مجبورم ب خاطر کار زشتم عذر خواهی کنم... تیلور گفت گوشیت رمز نداره منم گفتم چرا ک نه یه سرکی بکشم(طرفدارای جاستین،اینطوریه جاستین عایا؟)
_خب بابا فهمیدم.... ب هر حال کارت واااااقعا زشت بود و ارزش بخشیدن با یه عذ خواهی رو نداره بااید قشنگ جلوی هم......
_برو انقدرا هم اسکل نیستم ک اینطوری منت کشی کنم
_خب منم ب همه میگم
_بگو ب درک...
_چشم اما خودت خواستی
از اتوبوس اومدیم پایین تیلور و جاستین و هری و یه عده ی دگ وایساده بودن ب سمت تیلور رفتم.بلند گفتم: حدس بزن چی شده....امروز جاستین در حالی ک منو نوازش میکرد گفته عششششقم پاشو. میدونی من اهمیت ندادم چون قبلا با نقشه ی یکی دگ داشت توی موبایل من سییییر میکرد.
تیلور سرخ شده بود و همه ب جاستین نگاه میکردن منم با یه لبخند پیروزمندانه در حالی ک با چمدون سنگینم صحنه رو ترک میکردم از اونجا رفتم
رفتم توی هتل و چمدونمو ی گوشه گذاشتم.
.....................................................
دیدگاه ها (۵)

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

I'm not jealous part 41جیمین رفت و منو با کراش العامین تنها...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part به دستام زل زدم.....

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:3بادا«نویسنده...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط