{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

summer vacation قسمت ١0

summer vacation قسمت ١0
از نگاه سلنا:تیلور برام دست تکون داد و اومدم پیششون وایسادم
ت:بشین دگ...
_تو ک نمیخوای من اینجا پیش جاستین بشینم!هری پاشو برو پیش جاستین بشین
ه: تیلور خب تو واسه دوستت فداکاری کن برو پیش جاستین بشین
تیلور بهش چش غره رفت.داشت بلند میشد ک من گفتم: خب هریم مثه جاستین....
فرقی ندارع..... هری پاشو دگ...
هری پاشد و من نشستم کنار تی روبروی جاستین. نگاهای عجیبشو حس میکردم اما ب روی خودم نمی اوردم و همش سرمو اینور و انور میچرخوندم.یه چیزی خوردیمو برگشتیم هتل. ساعت ناهار بود. من رفتم تو اتاقو ب جاستین گفتم ناهار منم بیاره.
با ی سینی وار اتاق شد و شروع کرد ب غرغر...:توخیلی ب ادم زحمت میدی....
_میدونم
_پس چرا نگاهتو میدزدی؟
_چون مگه زوره نگات کنم؟
_سوالمو با سوال جواب نده
_خب دوست ندارم.تو هم سعی کن دوست نداشته باشی.
_من دارم تورو واسه دوستم بر انداز میکنم
_خفه شو احمق دیوونه
_کی ؟من؟مگه بده میخوام تورو از ترشیدگی درت بیارم
_غذامو بیار
اومد روی تخت و با هم مث وحشیا رو تخت غذا خوردیم در حالی ک غذا تو دهنم بود پرسیدم: حالا.....اسمه....دوستت چیه...؟
_هری
غذا تو گلوم پرید.چن تا سرفه کردم و باز پرسیدم: چی؟هری دوست پسر تیلور؟
_اره دگ...
_خوبه میگم دوست پسر تیلور. حالت خوبه اصن؟
_اره.اون جذبت شده هم تو رو میخواد هم تی.ب یکی راضی نیست.
...............................
اگ ادامه ی مکالمه رو میخواید باید با لایکاتون شادم بکنین.....
اصن داستان خوبه. ؟
دیدگاه ها (۱۰)

قسمت ١١.summer vacation ادامه از نگاه سلنا:چشام گرد شده بود ...

قسمت 13.summer vacation از نگاه سلنادر اتاقو باز کردم و دیدم...

summer vacation. قسمت9 یه تاپ کوتاه و عینک افتابی خوشمل با ی...

summer vacation. قسمت 8چمدونمو باز کردم و ی لباس از توش در ا...

Love you پارت دوم-تو#من-نه کناریت &منو میگی -ارع با خودت ابل...

P20جیمین مشغول هم‌زدن سوپ بود،جینا امروز برای ناهار میومد خو...

summer vacation, قسمت 7 جاستین در حالی ک اروم دستاشو روی سرم...

قسمت ١4.summer vacation یه لبخند ب تیلور زدم و تیلور گف: با ...

summer vacation. قسمت ١8لباسمو عوض کردم و عینکمو گذاشتم بالا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط