{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گایز؛

گایز؛
از همتون عذر میخوام که دوباره دارم میرم.
یه مدت کوتاهی نیستم. البته نمیدونم این مدت کوتاه چقد قراره طول بکشه..
من.. خیلی وقته که هم راهمو و هم خودمو گم کردم.. خسته تر از همیشم. نمیدونم باید چیکار کنم. ذهنم درگیره. مغزم داره تاوان قلبمو پس میده.
شاید ی روزی برگشتم..
یه روزی که زندگیم آفتابی بشه و ابرهای تیره از سر زندگیم کنار بره..
شاید روزی که خودمو پیدا کردم، با قولی که به همتون دادم برگردم..
نمیدونم قراره از زندگی کردن دست بکشم یا از دوست داشتن اون..
ولی هر دوتاشونم به یه نتیجه میرسه نه؟
نداشتن اون با زندگی نکردن یکیه.
هر دوتاشونم نتیجه ای جز مرگ نداره...

مواظب خودتون باشین.
دیدگاه ها (۵)

سلام قشنگای من 🥹🤍بالاخره برگشتم…بعد از یه مدت طولانی که مجبو...

^فیک جونگکوک^(پارت‌؟)

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

پسر بد (67)

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

و حالا، بعد از تمام سناری‌هایی که نوشتم، نوبت اینه که پایان ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.33(روایت از زبان ا.ت)او...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت11ویو کوکگوشیمو...

~🐨: اوایل خیلی سعی می‌کردم بین «کیم نامجون» و «رپ مانستر» تف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط