{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را

یک بوسه بس است از لب سوزان تو ما را
تا آب کند این دل یخ بسته ی ما را

من سردم و سر دم ، تو شرر باش و بسوزان
من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را

جان را که مه آلود و زمستانی و قطبی ست
با گرمترین پرتو خورشید بیارا

از دیده بر آنم همه را جز تو برانم
پاکیزه کنم پیش رُخت آینه ها را

من برکه ای آرام و تو پوینده نسیمی
در یاب ز من لذت تسلیم و رضا را

گر دیر و اگر زود ، خوشا عشق که آمد
آمد که کند شاد و دهد شور فضا را

هر لحظه که گل بشکُفد آن لحظه بهار است
فرزانه نکاهد ز خزان ارج و بها را
دیدگاه ها (۱)

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو؟گاه ‌گاهی که کنارت بنشین...

در مذهب عشق سمبلیک است لبتزیبا و قشنگ و ناز و شیک است لبتاز ...

چقدر عاقلند...آنهایی که در عشق احمقند..."ویکتور هوگو"

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دو...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دو...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دو...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دوا ...

سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دوا باش...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دوا ...

عَطش

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزان من دردم و دردم ، تو دوا...

من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزانمن دردم و دردم ، تو دوا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط