{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر به سر از لطف جانی ساقیا

سر به سر از لطف جانی ساقیا
خوشتر از جان چیست؟ آنی ساقیا
میل جان‌ها جمله سوی روی توست
رو، که شیرین دلستانی ساقیا
زان به چشم من درآیی هر زمان
کز صفا آب روانی ساقیا
از می عشق ار چه سرمستی، مکن
با حریفان سرگرانی ساقیا
وعده‌ای می‌ده، اگر چه کج بود
کز بهانه در گمانی ساقیا
بر لب خود بوسه ده، آنگه ببین
ذوق آب زندگانی ساقیا
از لطافت در نیابد کس تو را
زان یقینم شد که جانی ساقیا
گوش جان‌ها پر گهر شد، زانکه تو
از سخن در می‌چکانی ساقیا
در دل و چشمم ز حسن و لطف خویش
آشکارا و نهانی ساقیا
نیست در عالم کسی را دمی
بر لب تو کامرانی ساقیا
دیدگاه ها (۱)

‌ای وصل تو آب زندگانیتدبیر خلاص ما تو دانیاز دیده برون مشو ک...

عاشق سوخته دل زنده به جانی دگر استزین جهانش چه خبر کو به جها...

ای وصل تو آب زندگانیتدبیر خلاص ما تو دانیاز دیده برون مشو که...

!!!!! دیوارِ مهربانی !!!!!مگر دیوار دارد مهربانی ؟که ...

ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو رادشمن جانی و از جان دوست ...

آب حیوان است، آن لب، یا شکر؟یا سرشته آب حیوان با شکر؟نی خطا ...

✨ 💕 ✨ 💕 ✨ 💕 ✨ 💕 ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو رادشمن جان...

ای وصل تو آب زندگانیتدبیر خلاص ما تو دانیاز دیده برون مشو که...

بغض غروب!

.برنیامد از تمنای لبت کامم هنوزبر امید جام لعلت دردی آشامم ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط