از گریه کردن در دل باران نمیدانی
از گریه کردن در دل باران نمیدانی
یا گریه کردن زیر دوش اب پنهانی... وقتی که در اغوش تختت تخت میخوابی
از گریه در زیر پتو کردن نمیدانی... یک روز میفهمی که من هم عاشقت بودم
با دخترت وقتی کتاب شعر میخوانی
مردی که در دل گرمیِّ مرداد ها را داشت
بعد از تو تقویمش فقط دارد زمستانی... مردی که در ایینه اش در انفرادی هست
این روزها میفهمد از احوال زندانی.. در قندهار چشمهایت انتحاری مُرد
مثل مسلمانانِ افراطیِّ افغانی... آری.. ریاضی بودن عاشق شدن سخت است
وقتی بلد هستی فقط از درس انسانی
سرگیجه دارم از مرور خاطرات تو
این روزها مانند دریاهای طوفانی
با خاطراتت میشود رگ های من را زد
اصلا نیازی نیست یک چاقوی زنجانی
یک روز می اید تو هم سرگیجه ای داری
یک روز می اید که قدری هم پشیمانی
یک روز می اید که جای خالیم خالیست...
مثل تخلّص در میان بیت پایانی
یا گریه کردن زیر دوش اب پنهانی... وقتی که در اغوش تختت تخت میخوابی
از گریه در زیر پتو کردن نمیدانی... یک روز میفهمی که من هم عاشقت بودم
با دخترت وقتی کتاب شعر میخوانی
مردی که در دل گرمیِّ مرداد ها را داشت
بعد از تو تقویمش فقط دارد زمستانی... مردی که در ایینه اش در انفرادی هست
این روزها میفهمد از احوال زندانی.. در قندهار چشمهایت انتحاری مُرد
مثل مسلمانانِ افراطیِّ افغانی... آری.. ریاضی بودن عاشق شدن سخت است
وقتی بلد هستی فقط از درس انسانی
سرگیجه دارم از مرور خاطرات تو
این روزها مانند دریاهای طوفانی
با خاطراتت میشود رگ های من را زد
اصلا نیازی نیست یک چاقوی زنجانی
یک روز می اید تو هم سرگیجه ای داری
یک روز می اید که قدری هم پشیمانی
یک روز می اید که جای خالیم خالیست...
مثل تخلّص در میان بیت پایانی
- ۲.۱k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط