{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دکتری برای خواستگاری دختری رفت ولی دختر او را رد کرد و گف

دکتری برای خواستگاری دختری رفت ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مادرت به عروسی نیاید , آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت , در سن یک سالگی پدرم مرد و مادرم برا اینکه خرج زندگیمان را تامین کند در خونه های مردم رخت و لباس میشست حالا دختری که خیلی دوستش دارم شرط کرده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است نه فقط این بلکه این گذشته مادرم مرا خجالت زده کرده است به نظرتان چکار کنم , استاد به او گفت از تو خواسته ای دارم به منزل برو و دست مادرت را بشور , فردا به نزد من بیا و بهت میگم چکار کنی و جوان به منزل رفت و اینکار را کرد ولی با حوصله دستای مادرش را در حالی که اشک بر روی گونه هایش سرازیر شده بود انجام داد زیرا اولین بار بود که دستان مامانش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چروک شده وتماما تاول زده و ترک برداشته اند را دید , طوری که وقتی آب را روی دستانش میریخت از درد به لرز میفتاد , پس از شستن دستان مادرش نتونست تا فردا صبر کند و همون موقع به استاد خود زنگ زد و گفت , ممنونم که راه درست را بهم نشون دادی من مادرم را به امروزم نمیفروشم چون اون زندگی خود را برای آینده من تباه کرد.
دیدگاه ها (۷)

ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﯿﻦ ﺫﮐﺮ ﻻﺍﻟﻪ ﺍﻻ ﺍﻟﻠﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﮐﺎﻣﻠﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡﺗﻠﻔﻆ ﺵ ﻟﺐ...

بلأخره یه روز گذر هممون اینجا میفته...دیر یا زود داره ولی سو...

ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﯿﻦ ﺫﮐﺮ ﻻﺍﻟﻪ ﺍﻻ ﺍﻟﻠﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﯼ ﮐﺎﻣﻠﯽ ﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡﺗﻠﻔﻆ ﺵ ﻟﺐ...

هفت قانون طلایی برای زنده ماندن در سوانح هوایی۹۰ ثانیه طلایی...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۲۹ | مادرم زنده است — بخش اولهانا...

.#درسهای_بسیار_مفید🔻زنی مبلغ دو ۲ ملیون تومان را گم کرده بود...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

دختری که ملکه ی جهنم شد

🍷 شراب قرمزپارت ۱۲ | کلید قرمزصدای باران تمام خانه را پر کرد...

پارت ۱#تو راز شب های منیسئول، ساعت شش و نیم صبح.بارون از دیش...

برده عمارت جئون

وارث ابدی 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟏شب آروم‌آروم روی شهر سایه انداخته بود.داخل ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۳ | سایه‌ی خیانترینا هنوز به پیام روی گوشی ...

پارت۷(درعمق نگاه تو)سوار تاکسی شد، نزدیک دوازده شب بود. بعد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط