{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
چشای همیشه گریون آخه شستن نداره
تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره

دیگه این قوزک پا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

میخوام از دستتو از پنجره فریاد بکشم
طعم بی تو بودنو از لب سردت بچشم
نطفه باز دیدنت روتوی سینم بکشم
مثل سایه پا به پا من تو رو همرام نکشم

دیگه این قوزک پایاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

بذار من تنها باشم میخوام که تنها بمیرم
برم و گوشه تنهایی و غربت بگیرم
من یه عمریست که اسیرم زیر زنجیر غمت
دست و پام غرق به خون شد دیگه بسه موندنت

دیگه این قوزکپا یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره

دیگه این قوزک پایاری رفتن نداره
لبای خشکیدم حرفی واسه گفتن نداره
دیدگاه ها (۴)

شاعر: محمد علی بهمنی, شعر: او سرسپرده می خواست من دلسپرده بو...

تو............... فراموش ترین اتفاقی هستی که به یاد می آورم ...

ای خاطــراتِ سبـــــزِ زمستـــــانِ عاشقی هر شب به رویِ قلب...

تو از مساحت پیراهنم بزرگـــــــــ تریببین نیامده سر رفته ای ...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

آخرین دعا 36

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و....p19روم خیمه زد  و خم شد...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤎 𝖕𝖆𝖗𝖙 ⁶ | پارتـ ⁶📜 𝖕𝖔𝖛 ...

اسلاید ۱( چانگبین گفت برای استی گوشت می‌خره اعضا در جوابش گف...

پارت ششم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط