سناریو بلولاک
سناریو بلولاک
چجوری درخواست رقص میدن؟:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایساگی: با لبخندی به سمتت میاد و درخواست رقص میده«مایلی با من به یه رقص دونفره بیای؟» با کمال میل قبول میکنی و دستش رو میگیری و شروع میکنید به رقصیدن، یک رقص دونفره عاشقانه که تونستیش با ایساگی تجربه اش کنی میتونستی بگی که بهترین تجربه ای بود که با ایساگی تجربه اش کردی
☆
رین: کم پیش میومد که اون درخواست رقص کنه و میشه گفت این اولین یا دومین بارش بود که بهت درخواست میده، با جدیت پیشت اومد میتونستی یکم خجالت رو ازش حس کنی ولی با تموم خجالتی که داشت پیشت اومد «هی ا.ت، میای برقصیم؟» یکم تعجب کردی که این حرف رو از رین شنیدی ولی درخواستش رو قبول کردی و حس کاملا خوبی داشتش
☆
سائه: هیچوقت سائه چنین درخواستی نمیداد ولی برای اولین بار هم که شده بود میخواست برای یک شب از فوتبال دور بشه و یک صحنه عاشقانه رو با تو تجربه کنه براش سخت بود که بخواد خودش درخواست بده ولی با تمام این ها نزدیکت اومد از کمرت گرفت و بلندت کرد«دور ورت نداره ولی بیا برقصیم» با ملایمت یک دستت رو گرفت وبا دست دیگه کمرت رو، یک رقص رومانتیک و دونفره بود که برای سائه به طرز عجیبی دلچسب بود
☆
باچیرا: واست خیلی عجیب بود که باچیرا بتونه یک شب عاشقونه رو بسازه چون میشه تقریبا گفت کم پیش میومد چیزی رو جدی بگیره ولی وقتی که شنیدی ازت درخواست میکنه که باهاش برقصی واست یخوره عجیب بود«ا.ت، اجازه دارم یه شب زیبارو برات بسازم؟» و با لبخند دستش رو جلو اورد دستش رو گرفتی و رقصتون رو شروع کردید میشه گفت بهترین رقصت با باچیرا بود و یه شب به یاد موندنی
☆
ناگی: برای یبار هم که شده بود ناگی خسته نبود و یه انرژی خاصی داشت و میخواست اون انرژی رو مصرف کنه تصمیم گرفت که بهت درخواست یه رقص دونفره رو بده باور کزدنش سخت بود که این همون ناگی تنبلیه که حاضر نبود از جاش بلند بشه«ا.ت، افتخار رقص باتورو دارم؟» با افتخار قبول کردی چون جفتتون زیاد ماهر نبودید گاهی پای همدیگه رو له میکردید
☆
رئو: رئو چون توی یک خانواده پولدار به دنیا اومده بود میشه گفت خانواده اش بهش اجبار کرده بودن که رقص دونفره رو یاد بگیره هیچوقت خوشش نیومده بود از چیزی که یاد گرفته تا امروز که بهت درخواست رقص داد با غرور و با اعتماد به نفس اومد جلوت«بانوی من این افتخار رو دارم كه با شما برقصم؟» قبول طبق چیزی که فکر میکردی رقص با رئو فوق العاده بود
☆
چیگیری: همیشه با چیگیری میرقصیدی ولی امشب انگار یه فرق خاصی داشت چیگیری ازت خواست یه لباس مجلسی و زیبا بپوشی و خودش هم شبیه پرنس ها لباس پوشیده بود بعد از اینکه کار جفتتون تموم شد چیگیری یک موزیک پلی کرد که برای قدیم بود خم شد روبه روت و یک دست روی سینه اش و یک دست رو به سنت تو دراز کرد«پرنسس من مایلی یه شب از یاد نرفتنی باهم بسازیم؟» جفتتون توی نقش هاتون فرو رفته بودید و تو با خوشحالی گفتی«البته سرورم» یک رقص خیلی زیبا داشتید هرکی که این رقص رو میدید حتما خیلی خوشش میومد
☆
یوکیمیا:یوکیمیا همیشه خجالت میکشید بهت درخواست رقص بده اما امشب، اون تصمیم گرفت تمام شجاعتش رو جمع کنه و بیاد بهت درخواست بده یه کت و شلوار مشکلی مبیناکش پوشید و جلوی تو که با یه تاب ویه شلوارک روی مبل نشسته بودی اومد، کمی سرخ شده بود «ا. ت میخوای امشب باهم باشیم؟» خنده ای کردی و قبول کردی شبب جالب و قشنگی رو بآ یوکی تجربه کردی
☆
آیکو:آیکو همیشه خیلی تلاش میکرد که توجه تورو جلب کنه و همیشه موفق بود ولی دلش راضی نمیشه با خوش گفت چی بهتر از اینکه یه درخواست رقص دونفره بهت بده قبل از اینکه تو از بیرون بیای کل خونه رو تزیین کرد و خوشتیپ کرد، وقتی که وارد خونه شدی جلوی پات کلی گلبرگ رز قرمز ریخته شده بود از اینکه آیکو اینقدر رومانتیک شده بود میخندیدی، آیکو سمتت اومد«میتونم توجه بانوم رو با استفاده از یه رقص دو نفره جلب کنم؟» بدون اینکه منتظر جوابت بمونه رقص رو شروع کرد و تو همراهیش میکردی و شب خوبی رو باهم گذروندید
☆
کازوما: کازوما همیشه عالی بود وخوب رفتار میکرد همیشه خوشحال بودی که کازوما همسرته ولی کازوما دلش میخواست با یک درخواست رقص تورو شگفت زده کنه یه شب بعد از شام وقتی ظرفارو شستی پیشت اومد «اجازه رقص با همسر عزیزم رو دارم؟» با کمال میل قبول کردی و یک شب بی نظیر رو با کازوما تجربه کردی.
پایان.
چجوری درخواست رقص میدن؟:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ایساگی: با لبخندی به سمتت میاد و درخواست رقص میده«مایلی با من به یه رقص دونفره بیای؟» با کمال میل قبول میکنی و دستش رو میگیری و شروع میکنید به رقصیدن، یک رقص دونفره عاشقانه که تونستیش با ایساگی تجربه اش کنی میتونستی بگی که بهترین تجربه ای بود که با ایساگی تجربه اش کردی
☆
رین: کم پیش میومد که اون درخواست رقص کنه و میشه گفت این اولین یا دومین بارش بود که بهت درخواست میده، با جدیت پیشت اومد میتونستی یکم خجالت رو ازش حس کنی ولی با تموم خجالتی که داشت پیشت اومد «هی ا.ت، میای برقصیم؟» یکم تعجب کردی که این حرف رو از رین شنیدی ولی درخواستش رو قبول کردی و حس کاملا خوبی داشتش
☆
سائه: هیچوقت سائه چنین درخواستی نمیداد ولی برای اولین بار هم که شده بود میخواست برای یک شب از فوتبال دور بشه و یک صحنه عاشقانه رو با تو تجربه کنه براش سخت بود که بخواد خودش درخواست بده ولی با تمام این ها نزدیکت اومد از کمرت گرفت و بلندت کرد«دور ورت نداره ولی بیا برقصیم» با ملایمت یک دستت رو گرفت وبا دست دیگه کمرت رو، یک رقص رومانتیک و دونفره بود که برای سائه به طرز عجیبی دلچسب بود
☆
باچیرا: واست خیلی عجیب بود که باچیرا بتونه یک شب عاشقونه رو بسازه چون میشه تقریبا گفت کم پیش میومد چیزی رو جدی بگیره ولی وقتی که شنیدی ازت درخواست میکنه که باهاش برقصی واست یخوره عجیب بود«ا.ت، اجازه دارم یه شب زیبارو برات بسازم؟» و با لبخند دستش رو جلو اورد دستش رو گرفتی و رقصتون رو شروع کردید میشه گفت بهترین رقصت با باچیرا بود و یه شب به یاد موندنی
☆
ناگی: برای یبار هم که شده بود ناگی خسته نبود و یه انرژی خاصی داشت و میخواست اون انرژی رو مصرف کنه تصمیم گرفت که بهت درخواست یه رقص دونفره رو بده باور کزدنش سخت بود که این همون ناگی تنبلیه که حاضر نبود از جاش بلند بشه«ا.ت، افتخار رقص باتورو دارم؟» با افتخار قبول کردی چون جفتتون زیاد ماهر نبودید گاهی پای همدیگه رو له میکردید
☆
رئو: رئو چون توی یک خانواده پولدار به دنیا اومده بود میشه گفت خانواده اش بهش اجبار کرده بودن که رقص دونفره رو یاد بگیره هیچوقت خوشش نیومده بود از چیزی که یاد گرفته تا امروز که بهت درخواست رقص داد با غرور و با اعتماد به نفس اومد جلوت«بانوی من این افتخار رو دارم كه با شما برقصم؟» قبول طبق چیزی که فکر میکردی رقص با رئو فوق العاده بود
☆
چیگیری: همیشه با چیگیری میرقصیدی ولی امشب انگار یه فرق خاصی داشت چیگیری ازت خواست یه لباس مجلسی و زیبا بپوشی و خودش هم شبیه پرنس ها لباس پوشیده بود بعد از اینکه کار جفتتون تموم شد چیگیری یک موزیک پلی کرد که برای قدیم بود خم شد روبه روت و یک دست روی سینه اش و یک دست رو به سنت تو دراز کرد«پرنسس من مایلی یه شب از یاد نرفتنی باهم بسازیم؟» جفتتون توی نقش هاتون فرو رفته بودید و تو با خوشحالی گفتی«البته سرورم» یک رقص خیلی زیبا داشتید هرکی که این رقص رو میدید حتما خیلی خوشش میومد
☆
یوکیمیا:یوکیمیا همیشه خجالت میکشید بهت درخواست رقص بده اما امشب، اون تصمیم گرفت تمام شجاعتش رو جمع کنه و بیاد بهت درخواست بده یه کت و شلوار مشکلی مبیناکش پوشید و جلوی تو که با یه تاب ویه شلوارک روی مبل نشسته بودی اومد، کمی سرخ شده بود «ا. ت میخوای امشب باهم باشیم؟» خنده ای کردی و قبول کردی شبب جالب و قشنگی رو بآ یوکی تجربه کردی
☆
آیکو:آیکو همیشه خیلی تلاش میکرد که توجه تورو جلب کنه و همیشه موفق بود ولی دلش راضی نمیشه با خوش گفت چی بهتر از اینکه یه درخواست رقص دونفره بهت بده قبل از اینکه تو از بیرون بیای کل خونه رو تزیین کرد و خوشتیپ کرد، وقتی که وارد خونه شدی جلوی پات کلی گلبرگ رز قرمز ریخته شده بود از اینکه آیکو اینقدر رومانتیک شده بود میخندیدی، آیکو سمتت اومد«میتونم توجه بانوم رو با استفاده از یه رقص دو نفره جلب کنم؟» بدون اینکه منتظر جوابت بمونه رقص رو شروع کرد و تو همراهیش میکردی و شب خوبی رو باهم گذروندید
☆
کازوما: کازوما همیشه عالی بود وخوب رفتار میکرد همیشه خوشحال بودی که کازوما همسرته ولی کازوما دلش میخواست با یک درخواست رقص تورو شگفت زده کنه یه شب بعد از شام وقتی ظرفارو شستی پیشت اومد «اجازه رقص با همسر عزیزم رو دارم؟» با کمال میل قبول کردی و یک شب بی نظیر رو با کازوما تجربه کردی.
پایان.
- ۲۰.۴k
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط