دوست‍ دارَم‍ گِلویـِ بعضی‍ عادم‍ هارا سفت بچسبمـ

دوست‍ دارَم‍ گِلویـِ بعضی‍ عادم‍ هارا سفت بچسبمـ
تا مطمئن شوم‍
بعد که‍ دستهایم را برمیدارمـ
رد بنفش آن تا ماه‍ ها میمانَد
و بعد در گوششان‍ با صدایی جاری‍ اَز آرامش بگویم‍
که دَرد های آدمی قرص نیست‍ که‍ لحظه‍ به لحظه‍ آن را یاد آوری میکنی..!
مَن با تمام وجود درد را لَمس میکنم
اِحتیاجی به‍ آدم هایی مثلِ تو نیست
که‍ هَر روز صبح میخی را بر دست میگیری و آن را با ارامش زجر اوری بر روی ذهن ادم میکشی
تا دردهایش را دوباره و دوباره حِس کند
#عشق #تنها#روح_زخمی
دیدگاه ها (۴)

حقیقت پنهان پارت ۷ بورام : مامان بابا بورام سمت پدر و مادرش ...

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

سناریو: ماه سرخ

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[۲۶][ویو ا/ت ]از شدت درد و خفگی بیدار شدم...

در گیرودار 40سالگیبعد از یک روز سخت کاریو خلاصی از ترافیکبه ...

بگذارید بی رو دروایسی چیزی را بگویم همه ی ما انسانیم و همه ...

دلم را سخت و به تکرار شکسته ای. با این حال نشستم و با قلبی ر...

«نسلِ زره‌های آهنین: چرا دهه‌های ۶۰ و ۷۰ این‌قدر سخت می‌گیرن...

در گیرودار 40سالگےبعد از یڪ روز سخت ڪارےو خلاصے از ترافیڪبہ ...

اونایی که قرص برنج می‌خورن، بدترین خاطره ما هستن. مریض با پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط