ستاره من (شروع زندگی آماتراسو)
پارت ۳۵
ادامه صحنه شیشم:
هیکارو نمیتوانست آن همه فشار و غم از دست دادن آی را تحمل کند!
او دلش میخواست با آی زندگی کند پس تقشه شومی به ذهنش رسید!
صحنه هفتم:
هیکارو هی پیش یک دانشجو از آی بد گفت و راز هاش رو لو داد که دانشجو تصمیم گرفت آی را زخمی کند تا بابت ترک هیکارو بترسد!
صحنه هشتم:
آی در را باز کرد و چاقو خورد ولی به لطف هیکاری زنده موند!
صحنه نهم:
هیکارو عذاب وجدان گرفت و برای از بین رفتن عذاب وجدانش جان انسان های بی گناه را گرفت.
صحنه آخر:
و این بود راز بزرگ زندگی آیدل مشهور!
آی در طول تماشای این فیلم متوجه شد هیکاری جوری بازی میکند که انگار آی است!
در طول فیلم برداری هیکارو در خانه به نوبویوکی و هیکاری آموزش میداد که چطور درست اجرا کنن!
هیکاری نحوه حرف زدن، نحوه راه رفتن و جزئیات کوچک زندگی آی را تقلید میکرد و نوبویوکی دست کمی از هیکاری نداشت!
این فیلم حسابی معروف شد!
بر سر زبان ها افتاد و این به ضرر آی بود!
چون اشتباهات آی عمومی شده بود!
روبی بعد از این فیلم افسردگی گرفت!
او هیچ وقت نمیدانست پدرش چه مرد مهربانی بود ولی مرده بود!
آکوا هم ساکت تر شده بود!
ولی هیکاری از نظر روحی وضع بدی داشت چون دقیقا یک هفته بعد از پخش فیلم دروغ پانزده ساله متوجه یک راز وحشتتاک شد!
فلش بک...
هیکاری میخواست یهویی به دیدن نوبویوکی برود تا سوپرایز شود ولی با دیدن صحنه روبه رویش خشکش زد!
نوبویوکی با تسویوکومی حرف میزد!
تسویوکومی گفت: باید همونطور که گفتم آماتراسو رو بکشی!
هیکاری با شنیدن این جمله متوجه شد مورد اعتماد ترین فرد زندگی اش تمام مدت دشمنش بوده!
هیکاری بعد از دیدن این منظره با شوک گفت: یعنی اینقدر ازم متنفر بودین؟
نوبویوکی تو فکر میکردم عاشقمی و منو پذیرفتی!
و تو تسویوکومی فکر میکردم تو بعنوان خواهرم مورد اعتمادمی!
پس همش تظاهر بود!
نوبویوکی با تردید گفت: نه هیکاری اون طوری که فکر میکنی نیس میتونم بهت توضیح بدم!
هیکاری بلند داد زد و گفت: خفه شو!
دیگه تمومه رابطه منو تو همینجا و همین لحظه تمومه دیگه من کسی به اسم نوبویوکی نمیشنسم!
و بعد رفت!
چشمان هیکاری پر اشک بود و ستاره های سیاه چشمش بزرگ تر شده بودند!
هم آماتراسو فشار میاورد و هم زندگی به هیکاری!
هیکاری به اوایل زندگی اش فکر کرد زمانی که فکر میکرد آماتراسو یک الهه مهربان است که میخواهد از آی و هیکاری محافظت کند ولی بعد دید آماتراسو زنی بود که تاریک بود!
سوالات این پارت:
1️⃣هیکاری از کی بازیگری رو یاد گرفت؟
2️⃣نوبویوکی واقعا عاشق هیکاری بود؟
3️⃣هدف تسویوکومی چی بود؟
ادامه صحنه شیشم:
هیکارو نمیتوانست آن همه فشار و غم از دست دادن آی را تحمل کند!
او دلش میخواست با آی زندگی کند پس تقشه شومی به ذهنش رسید!
صحنه هفتم:
هیکارو هی پیش یک دانشجو از آی بد گفت و راز هاش رو لو داد که دانشجو تصمیم گرفت آی را زخمی کند تا بابت ترک هیکارو بترسد!
صحنه هشتم:
آی در را باز کرد و چاقو خورد ولی به لطف هیکاری زنده موند!
صحنه نهم:
هیکارو عذاب وجدان گرفت و برای از بین رفتن عذاب وجدانش جان انسان های بی گناه را گرفت.
صحنه آخر:
و این بود راز بزرگ زندگی آیدل مشهور!
آی در طول تماشای این فیلم متوجه شد هیکاری جوری بازی میکند که انگار آی است!
در طول فیلم برداری هیکارو در خانه به نوبویوکی و هیکاری آموزش میداد که چطور درست اجرا کنن!
هیکاری نحوه حرف زدن، نحوه راه رفتن و جزئیات کوچک زندگی آی را تقلید میکرد و نوبویوکی دست کمی از هیکاری نداشت!
این فیلم حسابی معروف شد!
بر سر زبان ها افتاد و این به ضرر آی بود!
چون اشتباهات آی عمومی شده بود!
روبی بعد از این فیلم افسردگی گرفت!
او هیچ وقت نمیدانست پدرش چه مرد مهربانی بود ولی مرده بود!
آکوا هم ساکت تر شده بود!
ولی هیکاری از نظر روحی وضع بدی داشت چون دقیقا یک هفته بعد از پخش فیلم دروغ پانزده ساله متوجه یک راز وحشتتاک شد!
فلش بک...
هیکاری میخواست یهویی به دیدن نوبویوکی برود تا سوپرایز شود ولی با دیدن صحنه روبه رویش خشکش زد!
نوبویوکی با تسویوکومی حرف میزد!
تسویوکومی گفت: باید همونطور که گفتم آماتراسو رو بکشی!
هیکاری با شنیدن این جمله متوجه شد مورد اعتماد ترین فرد زندگی اش تمام مدت دشمنش بوده!
هیکاری بعد از دیدن این منظره با شوک گفت: یعنی اینقدر ازم متنفر بودین؟
نوبویوکی تو فکر میکردم عاشقمی و منو پذیرفتی!
و تو تسویوکومی فکر میکردم تو بعنوان خواهرم مورد اعتمادمی!
پس همش تظاهر بود!
نوبویوکی با تردید گفت: نه هیکاری اون طوری که فکر میکنی نیس میتونم بهت توضیح بدم!
هیکاری بلند داد زد و گفت: خفه شو!
دیگه تمومه رابطه منو تو همینجا و همین لحظه تمومه دیگه من کسی به اسم نوبویوکی نمیشنسم!
و بعد رفت!
چشمان هیکاری پر اشک بود و ستاره های سیاه چشمش بزرگ تر شده بودند!
هم آماتراسو فشار میاورد و هم زندگی به هیکاری!
هیکاری به اوایل زندگی اش فکر کرد زمانی که فکر میکرد آماتراسو یک الهه مهربان است که میخواهد از آی و هیکاری محافظت کند ولی بعد دید آماتراسو زنی بود که تاریک بود!
سوالات این پارت:
1️⃣هیکاری از کی بازیگری رو یاد گرفت؟
2️⃣نوبویوکی واقعا عاشق هیکاری بود؟
3️⃣هدف تسویوکومی چی بود؟
- ۱.۴k
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط