{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داریوش

داریوش

برادر جان
_______________________
برادر جان،نمی دووونی چه دلتنگم

برادر جان نمی دونی چه غمگینم

نمی دونی،نمی دونی برادرجان گرفتار کدوم طلسم و نفرینم

نمی دونی چه سخته دربدر بودن

مث طوفان همیشه در سفر بودن

نمی دونی،برادرجان نمی دونی چه تلخه وارث درد پدر بودن

دلم تنگه،برادرجان

برادرجان دلم تنگه...

دلم تنگه از این روزهای بی امید

از این شبگردی های خسته و مایوس

از این تکرار بیهوده دلم تنگه

همیشه یک غم ویک دردویک کابوس

دلم تنگه،برادرجان

برادرجان دلم تنگه...

دلم خوش نیست،غمگینم برادرجان

از این تکرارِ بی رؤیا و بی لب خند

ه تنهاییِ غمگینیست که غیر از من

همه خوشبخت و عاشق،عاشق و خرسند

به فردا دلخوشم شاید که با فردا

طلوع خوبِ خوشبختیِ من باشه

شبو با رنج تنهایی من سر کن

شاید فردا روز عاشق شدن باشه

دلم تنگه برادر جان . . . برادرجان ، دلم تَنگه
دیدگاه ها (۱۰۳)

شاید اینجا برای خیلی‌ها فقط یک پیج شخصی باشه؛پیجی بدون موضوع...

پآرت¹³خب داشتم‌میگفتم می سو...!می سو: هوم؟ببین...اره درسته م...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

Iove and the moonPart34 یونا: سلام میرا جان میرا:سلام یونا ...

🖤 شناسنامه رمان «سبز یشم زیر باران»ژانر:ویکتوریایی | تاریخی ...

سلامممم جئوناا چطورییی؟این پسته تبریکه تولدته سیسییی[ ☻️]چون...

پارت دوم: چیزی که گفته نشدباران کم‌کم آرام‌تر شده بود، اما ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط