وقتی هم دانشگاهی هستین وفلیکس عاشقت میشه
این چند پارتی قراره فقط درمورد ا.ت و لیسا و فلیکس بیشتر باشع🤏🏻🎀
ویو ا.ت
سلام من ا.ت هستم ۱۹ سالمه و تازه امتحان کنکور و دادم و قراره برم دانشگاه
ویو لیسا
سلام منم لیسا هستم ۱۹ سالمه و با ا.ت تو دبیرستان همکلاسی بودم و با هم دوستیم .
ا.ت : ☆
مامان ا.ت : ○
ا.ت چمدونش و کیفش رو بست و به مامانش گفت :
☆ خب مامان من دیگه میرم دانشگاه
○ اوه عزیزم وسایلت رو جمع کردی؟
☆ اوهوم من دیگه برم
○ خدافظ عزیزم چیزی نیاز داشتی زنگ بزن بهم
☆ باشه مامان بای بای
ا.ت : تاکسی گرفتم و رفتم دانشگاه
رفت تو خوابگاه دخترا و لیسا رو دید که زود تر از خودش رسیده بود . ا.ت در زد
تق تق میتونم بیام تو ؟
لیسا در رو برای ا.ت باز کرد
☆ اوه سلام اونییی
○ سلام ا.ت بیا تو
در رو بست
☆ نمیدونستم با تو هم اتاقی هستم
○ خندید و گفت : منم سوپرایز شدم
○ خب دخترا این ا.ت هست
☆ سلام من ا.ت هستم
بقیه دخترا : ( کلا ۴ نفرن) اوه سلام ات
من سون جه ام
منم سه جونگم
☆ از آشنایی باهاتون خوشبختم
لبخند زدن
○ ا.ت بیا تختت اینجاست
☆ اوه پس وسایلمو میزارم اینجا
■ علامت سون جه
♡علامت سه جونگ
■ دخترا بنظرتون وقت ناهار نیست من خیلی گشنمه
○ اوه آره سون جه منم گشنمه بریم سالن غذاخوری
~سالن غذاخوری رفتن ~
ا.ت داشت آبمیوه میخورد که فلیکس رو دید .
حالا فلیکس کیه ؟ فلیکس یکی از کراش ترین ، پولدار ترین پسر که باباش هم توی یه شرکت بزرگ کار میکرد خلاصه بگم دیگه درسش هم عالی بود و توی امتحان ریاضی فیزیکش رتبه ی ۲ رو آورده بود و جز ۱۰ نفر اول بودش
🎀برو پارت بعدی کیوتچه 🎀
بچه ها داستان قشنگی داره این سناریو واقعا پیشنهاد میکنم بخونید ارزش خوندن رو داره 💖
ویو ا.ت
سلام من ا.ت هستم ۱۹ سالمه و تازه امتحان کنکور و دادم و قراره برم دانشگاه
ویو لیسا
سلام منم لیسا هستم ۱۹ سالمه و با ا.ت تو دبیرستان همکلاسی بودم و با هم دوستیم .
ا.ت : ☆
مامان ا.ت : ○
ا.ت چمدونش و کیفش رو بست و به مامانش گفت :
☆ خب مامان من دیگه میرم دانشگاه
○ اوه عزیزم وسایلت رو جمع کردی؟
☆ اوهوم من دیگه برم
○ خدافظ عزیزم چیزی نیاز داشتی زنگ بزن بهم
☆ باشه مامان بای بای
ا.ت : تاکسی گرفتم و رفتم دانشگاه
رفت تو خوابگاه دخترا و لیسا رو دید که زود تر از خودش رسیده بود . ا.ت در زد
تق تق میتونم بیام تو ؟
لیسا در رو برای ا.ت باز کرد
☆ اوه سلام اونییی
○ سلام ا.ت بیا تو
در رو بست
☆ نمیدونستم با تو هم اتاقی هستم
○ خندید و گفت : منم سوپرایز شدم
○ خب دخترا این ا.ت هست
☆ سلام من ا.ت هستم
بقیه دخترا : ( کلا ۴ نفرن) اوه سلام ات
من سون جه ام
منم سه جونگم
☆ از آشنایی باهاتون خوشبختم
لبخند زدن
○ ا.ت بیا تختت اینجاست
☆ اوه پس وسایلمو میزارم اینجا
■ علامت سون جه
♡علامت سه جونگ
■ دخترا بنظرتون وقت ناهار نیست من خیلی گشنمه
○ اوه آره سون جه منم گشنمه بریم سالن غذاخوری
~سالن غذاخوری رفتن ~
ا.ت داشت آبمیوه میخورد که فلیکس رو دید .
حالا فلیکس کیه ؟ فلیکس یکی از کراش ترین ، پولدار ترین پسر که باباش هم توی یه شرکت بزرگ کار میکرد خلاصه بگم دیگه درسش هم عالی بود و توی امتحان ریاضی فیزیکش رتبه ی ۲ رو آورده بود و جز ۱۰ نفر اول بودش
🎀برو پارت بعدی کیوتچه 🎀
بچه ها داستان قشنگی داره این سناریو واقعا پیشنهاد میکنم بخونید ارزش خوندن رو داره 💖
- ۶.۵k
- ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط