{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسر شهید باکری فرمانده دلاور لشکر ۳۱ عاشورا تعریف می کند

همسر شهید باکری فرمانده دلاور لشکر ۳۱ عاشورا تعریف می کند: « روزی در حالی که آقا مهدی، از خانه بیرون می رفت به او گفتم: چیزهایی را که لازم داریم بخر. گفت: بنویس. خواستم با خودکاری که در جیبش بود بنویسم، با شتاب و هراس گفت: مال بیت المال است و استفاده شخصی از آن ممنوع است و حتی اجازه نداد چند کلمه با آن بنویسم»
دیدگاه ها (۱)

پاسخ امیرحسین ثابتی به آقازاده رئیس جمهور؛یوسف خان! به پدرت ...

پاسخ امیرحسین ثابتی به آقازاده رئیس جمهور؛ یوسف خان! به پدرت...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_11ویو تهیونگبرای بار دوم ...

بیت المالبهش گفتم:«توی راه که بر میگردی،یه خورده کاهو و سبزی...

بهش گفتم « توی راه که برمی گردی، یه خورده کاهو و سبزی بخر. »...

‍ 🔸 " در محضـــر شهیـــــد "...بهش گفتم: برگشتنی،یه خورده ڪ...

خاک بر سرت مهدی

سرداران عشق

صفیه مدرس همسر شهید مهدی باکری در برشی از زندگی مشترک‌شان به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط