بازهم اب بهانه شد و یادت کردم،،،،

بازهم اب بهانه شد و یادت کردم،،،،

یادت افتادم و با گریه عیادت کردم،،،،

اشکها ریختم و غسل شهادت کردم،،،،

روضه خوانت شدم و عرض ارادت کردم،،،،

#اللهم_ارزقنا_زیارت_کربلاء
دیدگاه ها (۳)

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

ما عشق را پشت در این خانه دیدیمزهرا در آتش بود ؛ حیدر داشت م...

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد... چشمامو باز کردم،با سقف...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

دیو و دلبر پارت ۱۹ عقب کشیدم و پامو سمت زن عمو زیور کشیدم دس...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹¹ویو تهونگ____________ب...

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

پارت دوم دوستان اومیدوارم خوشتان بیایدلبخندی زدم و وقتی جلوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط