#اشتباه_خوب_من

#اشتباه_خوب_من
#پارت_۵۱

پرتم کرد تو اتاق و یه راست من رو کشوند سمت حموم
وان حموم رو پر اب کرد و لباساشو از تنش دراورد و مال منم کند و نشست تو وان

_خب بیا تو بغلم

_عماد چیکار میکنی؟

_میگم بیا حرف گوش کن

_اوف

رفتم نشستم بغلش و دما اب انقدر گرم بود که اه کشیدم

بعد عماد شروع کرد به ماساژ دادن زیر شکمم

_اه اه

_دیارا کم اه و ناله بکن تحریکم میکنی

_نه نه لطفا دیگه نه

عماد خندید

__________________________
روز بعد همه وسایل هامون رو جمع کردیم و سوار اتوبوس شدیم و به سمت خانه حرکت کردیم

وقتی رسیدیم یه راست رفتم خونه مامانم و بابام خواب بودن پس منم رفتم تو تخت و خوابیدم

وقتی بیدار شدم بوی غذا ها مامانم دیوونم کرد
همه غذا های مورد علاقم رو درست کرده بود
دهنم اب افتاد

_مامان بازم که گل کاشتی

_دخملم چند روزه خونه نیست بایدم گل بکارم

_بابا کجاست

_رفت نوشابه بگیره

شرط پارت بعد لایک ها بالای ۱۵ تا
دیدگاه ها (۱۶)

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

تکپارتی درخواستی

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

پارت اول :رمان رویای عشق در بازی خبیث ..سلام من جنی کیم هستم...

رمان چهارم پارت دوم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ویو دازای * چ...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پارت۵

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط