[[کاش مامان وُ بابام میفَهمیدن این حَق نَدارن بِه بَهانع

[[کاش مامان وُ بابام میفَهمیدن این حَق نَدارن بِه بَهانع نِگران بُودنَشُون
یِ عُمر حَسرت بِع دلِع بَچه هاشوُن بِزارن:):heart_with_arrow:✨ 🐬 🏳 ‍🌈 ]]

#خسته_شدم😞
دیدگاه ها (۱)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۸ سانیار . چند دقیقه پیش .وقتی م...

part ⁸ویو شوعرممم👈🏻👉🏻🎀:بعد از اینکه خانواده ها رو تونستیم گو...

‏کاش پدر مادرا میفهمیدن این حق و ندارن که به بهانه نگران بود...

کاش پدر مادرا میفهمیدناین حقو ندارن که به بهانه ی نگران بودن...

کاش پدر مادرا میفهمیدناین حقو ندارن که به بهانه ی نگران بودن...

کاش پدر مادرا میفهمیدناین حقو ندارن که به بهانه ی نگران بودن...

عشقی از جنس درد پارت اول ...

پارت ۸

پارت۶رمان: عشق پردردسر سرکان: اومدم دوروک: عشقم اومدی بدو س...

پارت ششم#اگه_میتونی_عاشقم_کن فصل تابستون کم کم از راه رسید و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط