‌گیرم برون از من

‌گیرم برون از من
تاکِ شب از انگورِ صدها کهکشان پربار
گیرم خُمِ مهتاب هم سرشار...

من با که نوشم دُردِ شادی یا غمِ خود را
وقتی‌که مستی چون تو
هم‌پیمانه‌ی من نیست؟


#اسماعیل_خویی
دیدگاه ها (۸)

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

جاده بی راهه

عاشقانه های شبنم

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

عاشقانه ها

ماه من غصه چرا ؟!آسمان را بنگرکه هنوزبعدِ صدها شب و روزمثل آ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۸۱شیطون گفتم اونوقت نباید انت...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

نمی دانستم چه کنم.بنشینم؟ گریه کنم؟ بخوابم؟ فراموش کنم؟یا دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط