وای به حال من
وای به حال من
آخرم منو تنها گذاشت
موقع رفتن یه کم دلهره داشت
نه به خاطر جدایی
از این می ترسید نکنه دیر برسه پیش یار جدیدش
آخرم تیرش رو تو چشمای من هدف گرفت
آخرم زهرش توی رگهای من جریان گرفت
آخرم خارش رو تو دستای من فرو می کرد
آخرم داغش رو روی دل من گذاشت و رفت
آخرم حسرت یه روز خوش رو تو زندگیم گذاشت و رفت
آخرم با غریبه دیدمش...
و البته...
نه واسه اون، واسه من غریبه بود
واسه اون یار تازه بود
از وقتی رفتی همه بهم می گن :
چته چرا همش کنج خونه ای؟
چرا مثل این دیوونه ها سردرگمی؟
نکنه معتاد شدی؟
اونا از حال و روزم بی خبرن
نمی دونن که تو رفتی و من اینجا در به درم
همه می گن اون تورو گذاشت و رفت
همه می گن ما خودمون دیدیمش با چشامون
همه می گن تو و اون
همه می گن دیدنت با خود اون...
اونا چرت و پرت میگن بذار بگن
مهم اینه که من تورو...........
خوب منم دیدم تو رو با خود اون
به همه دروغ می گم
به چشام دروغ می گم
به دلم دروغ می گم
به نفسام که عطر تو باهاش خو گرفته بود دروغ می گم
من دارم به خودمم دروغ می گم
به گلهای باغچمون
به گنجشک روی درختمون
راستی درخت یادت میاد؟؟؟؟
یادگاری نوشتی تا آخر عمرت باهامی یادت میاد؟؟؟
وقتی رفت یه یادگار برام گذاشت.
عکس جدیدش بود
اما تو عکس تنها نبود
اون با رقیب نشسته بود...
راستش می خواستم عکستو از وسط نصف بکنم
خیلی سخت بودش آخه دستت درست تو دستاش بود
اگه می خواستم ببرم ،دست تو هم باهاش می رفت
راستش می خواستم عکست، رو از وسط نصف بکنم
اما گفتم نکنه، بفهمی ناراحت بشی
دستم بشکنه یه وقت، من از این کارا بکنم
قابش کردم روی طاقچه گذاشتمش
هرکی بهم می گفت اون یکی کیه می گفتم!!!!!
چی می گفتم؟؟؟ حرفی نداشتم بزنم،
کاش کور می شدم، اون نامه رو نمی دیدم
اون نامه ای که اون واست نوشته بود
نه یکبار ، صد بار خوندمش
یه وقت بهت بر نخوره
اما باید بهت بگم ،حرف دله
فکر می کنم تو صحبتاش یه کم دروغ نوشته بود
فکر نکنی بد بینم ها
فکر نکن از حسودیمه
راستش رو بگم؟؟؟
آره از حسودیمه...
بگذریم، بگذریم، چیه تعجب می کنی
آخه تو این ترانه دیگه نفرینت نمی کنم
آخه من دوستت دارم
می دونم کار بدیه می دونم حرف چرتیه
اما اگه یه روز دیگه ، هفت ماه دیگه ، یه سال دیگه
اصلا هر چند وقت دیگه
زبونم لال بشه و گوش شیطون کر بشه
یارتون گذاشت و رفت
من هنوز منتظرم...
فکر نکنی کینه دارم
خیال نکن ازت بدم میاد نه
من هنوز منتظرم
من از همون موقع که رفته بودی
نامه ای ندیدم، نامه ای نخوندم
عکسی که بهم دادی چه قشنگ بود
من تو عکس به جز تو و اون روی قشنگت که کسی رو ندیدم...
اصلا چرا وای به حال من ؟
من که می دونم اون یه روزی از همین روزا
بر می گرده میاد پیشم
اون اینجا نیست درسته
اما یادش که باهامه
همون یادشه که رفیق غصه هامه ، بی کسی هامه
همون یادشه که مونس بدبختی ها و آوارگی هامه
ولی باز من به همینم راضی ام
پس وای به حال من
وای به حال من
وای به حال من ..
آخرم منو تنها گذاشت
موقع رفتن یه کم دلهره داشت
نه به خاطر جدایی
از این می ترسید نکنه دیر برسه پیش یار جدیدش
آخرم تیرش رو تو چشمای من هدف گرفت
آخرم زهرش توی رگهای من جریان گرفت
آخرم خارش رو تو دستای من فرو می کرد
آخرم داغش رو روی دل من گذاشت و رفت
آخرم حسرت یه روز خوش رو تو زندگیم گذاشت و رفت
آخرم با غریبه دیدمش...
و البته...
نه واسه اون، واسه من غریبه بود
واسه اون یار تازه بود
از وقتی رفتی همه بهم می گن :
چته چرا همش کنج خونه ای؟
چرا مثل این دیوونه ها سردرگمی؟
نکنه معتاد شدی؟
اونا از حال و روزم بی خبرن
نمی دونن که تو رفتی و من اینجا در به درم
همه می گن اون تورو گذاشت و رفت
همه می گن ما خودمون دیدیمش با چشامون
همه می گن تو و اون
همه می گن دیدنت با خود اون...
اونا چرت و پرت میگن بذار بگن
مهم اینه که من تورو...........
خوب منم دیدم تو رو با خود اون
به همه دروغ می گم
به چشام دروغ می گم
به دلم دروغ می گم
به نفسام که عطر تو باهاش خو گرفته بود دروغ می گم
من دارم به خودمم دروغ می گم
به گلهای باغچمون
به گنجشک روی درختمون
راستی درخت یادت میاد؟؟؟؟
یادگاری نوشتی تا آخر عمرت باهامی یادت میاد؟؟؟
وقتی رفت یه یادگار برام گذاشت.
عکس جدیدش بود
اما تو عکس تنها نبود
اون با رقیب نشسته بود...
راستش می خواستم عکستو از وسط نصف بکنم
خیلی سخت بودش آخه دستت درست تو دستاش بود
اگه می خواستم ببرم ،دست تو هم باهاش می رفت
راستش می خواستم عکست، رو از وسط نصف بکنم
اما گفتم نکنه، بفهمی ناراحت بشی
دستم بشکنه یه وقت، من از این کارا بکنم
قابش کردم روی طاقچه گذاشتمش
هرکی بهم می گفت اون یکی کیه می گفتم!!!!!
چی می گفتم؟؟؟ حرفی نداشتم بزنم،
کاش کور می شدم، اون نامه رو نمی دیدم
اون نامه ای که اون واست نوشته بود
نه یکبار ، صد بار خوندمش
یه وقت بهت بر نخوره
اما باید بهت بگم ،حرف دله
فکر می کنم تو صحبتاش یه کم دروغ نوشته بود
فکر نکنی بد بینم ها
فکر نکن از حسودیمه
راستش رو بگم؟؟؟
آره از حسودیمه...
بگذریم، بگذریم، چیه تعجب می کنی
آخه تو این ترانه دیگه نفرینت نمی کنم
آخه من دوستت دارم
می دونم کار بدیه می دونم حرف چرتیه
اما اگه یه روز دیگه ، هفت ماه دیگه ، یه سال دیگه
اصلا هر چند وقت دیگه
زبونم لال بشه و گوش شیطون کر بشه
یارتون گذاشت و رفت
من هنوز منتظرم...
فکر نکنی کینه دارم
خیال نکن ازت بدم میاد نه
من هنوز منتظرم
من از همون موقع که رفته بودی
نامه ای ندیدم، نامه ای نخوندم
عکسی که بهم دادی چه قشنگ بود
من تو عکس به جز تو و اون روی قشنگت که کسی رو ندیدم...
اصلا چرا وای به حال من ؟
من که می دونم اون یه روزی از همین روزا
بر می گرده میاد پیشم
اون اینجا نیست درسته
اما یادش که باهامه
همون یادشه که رفیق غصه هامه ، بی کسی هامه
همون یادشه که مونس بدبختی ها و آوارگی هامه
ولی باز من به همینم راضی ام
پس وای به حال من
وای به حال من
وای به حال من ..
- ۱۱.۴k
- ۲۹ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط