#تَوَلُدَم‌مُبآرَک♥️

#تَوَلُدَم‌مُبآرَک♥️
این عمر، میگذرد ُ همینطور میگذرد..
نفهمیدم چگونه گذشت و حال دارم می‌نویسم از لحظات ِ شادی‌ که رقم خورد،
ناراحتی های ِ زیادی خاطره شد،
زمستان ِ  سرد گذشت،
بهار ِ مهربان گذشت؛ ولی حیف دیر امد و زود گذشت!
هیچ چیزی نفهمیدم..
زندگی‌ا‌م مانند ِ  شعله ِ بخاری سوخت ُ مانند ِ باد کولر به باد رفت!
ولی باز هم باهمه تلخی و شیرینی هایش گذشت..
 طعم‌ش گاهی مانند ِ طعم قهوه تلخ گذشت'
 وگاهی مانند طعم ِ  فالوده شیرازی شیرین..
فکر میکنم تا به یادم بیاید آن همه سکوت هایی که کردم و فریاد هایی که مانند اتش از چشمانم زبانه میکشید..
 حالا  باخودم عهد بستم با اتش ِ  عشق‌ یخ های نفرت را در دلم آب کنم، به زمستان ِ  دلم پایان دهم و تابستانی گرم را شروع کنم..
به قَلَمِ : #مُــوژآن
#اولین‌روزِتیرمآه‌سهمِ‌من‌ست😌🎂🎉

مرسی بابت #تبریکـ‌اتون جانانِ من
یادم نمیره محبت هاتونُ..:)



#Me :)😂
دیدگاه ها (۱۵۸)

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

روزهای زمستان، برف که می بارید، خانه های جنوبیِ کوچه برف های...

همین اول صفحه خط خطی شدمیبینی خدا زندگی من تمامش پر شده از خ...

نه قراري براي ملاقات، نه حرفي براي گفتن! نه ذوقي براي خواندن...

نه قراري براي ملاقات، نه حرفي براي گفتن! نه ذوقي براي خواندن...

⭕️ عشق غرور ⭕️ قسمت پانزدهموقتی از اتاق بیرون رفت عکس او ر...

***رمان در تعقیب شیطان***پارت۲۳معنی حرفش رو نمی فهمیدم. بی ت...

چندشاتی جونگکوک(پارت۱)

برای فرشته من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط