مرا باور کن....

مرا باور کن....
به دیار قلب من بیا...
به آشیانه ی خودت،به قلب من برگرد....
باور کن قلبی را که تنها مأمن و مونس و تنها دلیل طپیدنش تو هستی..
مبادا فکر کنی که تنهایی...
که من اینجا سرشار از هوای توأم...
لبریز از عشق توأم...
به تو که فکر میکنم طنین عشق در تمام تار و پودم نواخته می‌شود...
ومن در بزم دلدادگی تو پایکوبی میکنم...
زمزمه ی عشق بر لبان بیتابم جاری میشود...
چشمانم را می‌بندم...
باشکوه و بزرگ...
ظریف و قدرتمند...
پایدار و همیشه پرطراوت...
روح و جسمم را درهم می آمیزم و به رقص درمی آورم....
من،...
تو،..
زیر نور مهتاب...
بزم عشق و دلدادگی...
میخندم و میخندی...
بانوری که عشق به دیدگان ما داده مارا چه به نور مهتاب؟؟...
می‌رقصم و چرخ میزنم...
چرخ اول،،،ثنای وجود تو...
چرخ دوم،،،ستایش الهه ی قلبم،چشمان تو...
چرخ سوم،،،ستایش چشمه ی زلال سیراب کننده وجود پرعطش من،،لبهای تو....
و آخرین چرخ...
طعم شیرین و ناب آغوش و وصال تو....
#دلنوشته_لیلی
#کپی_ممنوع
#بدون_مخاطب

🙏 با احترام...🙏
🌞 💓 تقدیم به آستان پاک عشق💓 🌞
(دلنوشته ی لیلی)
(کپی نکنید.متشکرم)
دیدگاه ها (۷)

~ی پروژه‌ خیلی زیبای دیگه‌ به مناسب تولد جیمین تو آسمون لیما...

پارت چهارم: بازگشت به نقطه‌ی صفرپله‌های مارپیچ و سنگی برج سا...

تولدت مبارک، پارک جیمینِ من، فرشته‌ی کوچولوی دنیای من. 💛🐥🎂ام...

داستان کودکانه «ستاره‌ای که در قلب ما می‌درخشد» به نویسندگی ...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

پارت ۳۳چند ماه از اون روزِ پر از هیجان گذشته بود. حالا دنیا ...

واکس حتی به الستور نگاه هم نکرد. مستقیم رفت سمت لوسیفر. لوسی...

اینو نوشتم اما نه شبیه چیزی که خواسته شده یه سناریو عاشقانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط