{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

آه ای گنجشک های مضطرب شرمنده ام!
لانه ی بر شاخه های لاغرم را باد برد!

من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت,نیم دیگرم را باد برد

از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا
بیتهای روشن و شعله ورم را باد برد

با همین نیمه،همین معمولی ساده بساز
دیر کردی،نیمه ی عاشقترم را باد برد

بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد!
"حامد عسکری"
دیدگاه ها (۲۲)

دوستان عزیز ممنونم ازدوستاتون بخواین که بیشتر به نوشته هاشون...

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رساندی به یقینم ...

نیما....هنوزم تو را من چشم در راهم...

حرفهاي ما هنوز ناتمام... تا نگاه مي کني: وقت رفتن است بازهم ...

ـشانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خـشت و خشت و آجر و آجر ...

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد بردخشت خشت و آجر آجر پیکرم ر...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد خشت خشت و آجر آجر ...

شانه ات را دیر آوردی، سرم را باد بردخشت خشت و آجر آجر پیکرم ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد برد خشت خشت و آجر آجر ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

شانه ات را دیر آوردی ســرم را بــــاد بردخشت خشت و آجر آجر پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط