my Life

my Life
Part⁴:

ویو بورام:
داشتیم همینجوری برا خودمون خوشحالی میکرد که دکتر در اتاق رو زد و وارد اتاق شد که من سریع از بغل یونگی اومدم بیرون و خودم رو جمع و جور کرد که دکتر خندش گرفت

دکی:(خنده) معلومه خیلی خوشحالین خوب اولاً که تبریک میگم دومن یه سری مراقبت های خاصی برای خانوم بورام وجود داره چون قراره بارداری خیلی سختی رو بگذرونن

بورام: با این حرف دکتر نگاه رفت سمت یونگی که داشت با نگرانی به دکتر نگاه میکرد و رنگش پرید حقیقتا خودم هم میترسیدم اتفاقی برای بچم بیوفته ولی با دیدن یونگی بیشتر برا یونگی ترسیدم

بورام:حال بچم چطوره
یونگی: حال همسرم چطوره(همزمان),
دکی: خوب حال بچه که خوبه فقط مشکل خانم بورام هست که بدنشون زیاد از حد ضعیفه و کم خونی هم که ظاهراً دارن و بهتره که جناب مین مواظبشون باشن که خانم بورام مریض نشن چون اون وقت به خوده خانم بورام آسیب میرسه نه به بچه چون سیستم ایمنی مادر قوی نیست و زود مریض میشه و دوران بچگیشون هم من یادمه که خیلی زیاد میومدن بیمارستان و هردفعه هم مریض بودن پس بهتره خیلی مراقب باشین چون ممکنه موقع زایمان خانم مین رو از دست بدیم (دکی رفت)

یونگی:ممنون(بچه همونطور که نگران بود و شوکه شده نشست رو صندلی و به یه جا خیره شده بود)

بورام: ه....هی یونگی چیزی نیست
یونگی: بورام چطور چیزی نیست؟ ممکنه موقع زایمان تو بمیری میفهمی؟(تقریباً داد😁🤧)
بورام:خ....خیلی خوب باشه اروم باش باهم درستش میکنیم این بچه هم صحیح و سالم به دنیا میاد خوب؟
(اینجا یونگی دست بورام رو میگیره و میکشش تو بغلش و سرش رو میکنه تو گردن بورام و بوی بورام رو وارد ریه هاش میکنه)
یونگی: تصور اینکه از دستت بدم دیوونم میکنه دیگه مباید از الان تا ۹ ماه آینده هیچ کاری انجام بدی باید هم جلوی چشم خودم غذات رو کامل بخوری نصفه هم نمیشه حتی یه قاشق هم نباید جا بندازی ویتامین هات هم سر موقع میخوری سر موقع میخوابی بی خوبی و قهوه هم نداریم
بورام:😳 داداش بزار باه بریم ترمز بگیر آرام مگه داری بچه بزرگ میکنی تو؟
یونگی: از بچه هم بچه تری بورام تازه باید مواظب دوتا بچه باشم و همینکه گفتم سرپیچی از قوانین مساوی با تنبیه بدی بعد از زایمانت
بورام: خیلی خوب😮‍💨😮‍💨
دیدگاه ها (۱)

سوال کدوم گوری بودم بچه ها حالم خیلی بده طوری که وقتی سرفه م...

برده عمارت جئون

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

Mikey

اخر/p4

ری اکشن کارکتر ها به عنوان هم خونهپارت ۳کارکتر: ران و سانزو ...

سلام بچه ها چطورین ؟ خواستم بگم اگر کسی باهاتون بد رفتاری کر...

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙#℘ᾰԻт ⁦→❶دود و شبنم شیشه پن...

پارت هفتویو هانابا چیزی که دیدم خشکم زد یونگی سانا رو بغل کر...

part 67جونگکوک وقتی مطمئن شد خوابش برد آروم بلند شد و پتو رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط