‌برف هفت سالگی

‌برف هفت سالگی
را بخاطر صدای پدر دوست داشتم:
«پاشو ببین چه برفی اومده!»
برف ده سالگی
را بخاطر آدم برفی هایش،
برف چهارده سالگی
را بخاطر اخبار و تعطیلی هایش،
برف هجده سالگی
را درست یادم نیست درمیان افکار یخ زده بودم،
برف بیست سالگی
قدم زدن های عاشقانه و رد پاهایم،
برف بیست و پنج سالگی به بعد
فقط سرد بود و سرد بود و سرد.....
دیدگاه ها (۱)

Twenty

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

#دوپارتیموضوع:(وقتی هان تصادف میکنه)قول میدی که سرقولت بمونی...

مافیای من

زیبای کوچک فریبکار

پارت سوم..... :)

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

پارت اول: «معامله در سایه‌ها»عمارت سنگی در دل مه و باران ملا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط