#دنیای_وارونه

#دنیای_وارونه
زنگ فیزیک است من مثل همیشه نقاشی میکشم
تو و الهه شعر میخوانید و به در خندیدن زده اید
به اخرای زنگ که نزدیک میشویم نقاشی کامل شده روی کاغذ خط دار دفتر را نشانت میدهم و تو انگشت به دندان میگیری و با ان لبخند دندان نما نگاهم میکنی،سرت را که پایین می اندازی و سکوت میکنی میفهمم که داری فکر میکنی ،کمی که میگذرد خودکارهای رنگی ام را برمیداری و شروع میکنی به نوشتن اسم شهدایمان کنار نقاشی رزهای قرمز مشکی ام
تمام که میشود از ذوق شاهکارت نخودی میخندی و میگویی این جلد کتابم باشد فاضل،یادت نرود هااا
میخندم و به بازویت مشت میزنم و میگویم امری دیگر ،بفرمایید تعارف نکن
تا قولش را از من نگرفتی دست از سرم برنداشتی ،اخر هم حرف حرف تو شد
اینبار در سرم پر از تو بود و بس
پر از دوستانه هایمان
دوست دارم دوستانه هایمان برای همیشه دوستانه بماند
#شاهکار_من_وسط_نوشتن_صورت_جلسه_سالانه:-) #نرگسی_من
#عشق_شهادت_در_سر_دارد
پ.ن:البته سعی کنین زیاد به قسمت نقاشی کردن و شعر خوندن تو کلاس فیزیک توجه نکنین،ما بچه های درس خونی هستیمااااا(آره جون قلی);-)
دیدگاه ها (۴)

Two

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

تهیونگ مثله همیشه سرکار بود ولی امشب خیلی دیر اومده بود عمار...

𝐒𝐥𝐚𝐯𝐞 /برده/𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟏𝟔پیرهن آستین کوتاه ورزشی پوشیده بود که ع...

سارا پشتیوان

چند پارتی جونگ کوک وقتی استادت بود

۱۱

"تک پارتی جین"بعد یه تمرین سخت برای کامبک جدید داشت به خونه ...

اگه دوست داری لایک فالو کن❤🙏 @mrradiojavan

گفت میدونی این نویسنده ای که تازه مرده خودکشی کرده؟ گازو باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط