{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوار بلند آرزوهایم ریخت

دیوار بلند آرزوهایم ریخت

صد آینه از بگو مگوهایم ریخت

اندازه ی موهای سرم خواستمت

آنقدر نیامدی که موهایم ریخت


یک جام پر از شراب دستت باشد

تا حاله منه خراب دستت باشد

این چند هزارمین شب بی خوابیست

ای عشق فقط حساب دستت باشد

ای عشق تو هم دست به سر کن مرا

دلخوش به نگاه مختصر کن مرا

او آمد و رفت و ما پس پنجره ایم

صد بار نگفتمت خبر کن مرا

شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او

شد با شب و گریه روبرو عاشق اون

پایان حکایتش شنیدن دارد

من عاشق او بودم و او عاشق او

چون جاده به زخم رفتن آراست مرا

یک سینه تپش نفس نفس کاست مرا

این بود تمام ماجرای من و او

میخواستمش ولی نمیخواست مرا

#امیر_قزلوند❄
دیدگاه ها (۸)

دیوار بلند آرزوهایم ریخت صد آینه از بگو مگوهایم ریخت اندازه ...

ایرج زبردست

قسمت نوزدهمزدم بیرون! انگار از همه دنیا زدم بیرون!ازکنار گور...

قسمت نوزدهمزدم بیرون! انگار از همه دنیا زدم بیرون!ازکنار گور...

قسمت نوزدهمزدم بیرون! انگار از همه دنیا زدم بیرون!ازکنار گور...

زدم بیرون! انگار از همه دنیا زدم بیرون!ازکنار گورستانی گذشتم...

@del_kopo❥❥❥◈‌┅═❧═┅┅───┄💞 💞 https://t.me/joinchat/AAAAAECrQH...

صدای زوزه ی باد می اید صدای ادمی خسته صدا ی اب می اید کمی ...

مهدی شریفی شادفر شاعر سنقری

چشم هایی به رنگ عسل فصل(10) با حرکت دست مادر بر روی موهایم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط