دیوار بلند آرزوهایم ریخت صد آینه از بگو مگوهایم ریخت اندا
دیوار بلند آرزوهایم ریخت صد آینه از بگو مگوهایم ریخت اندازه ی موهایه سرم خواستمت آنقدر نیامدی که موهایم ریخت هرچند زمان از سرت انداخت مرا بدجور عذابه رفتنت ساخت مرا این عکس که از تو پیشه من جا مانده یک عمر به من زل زدو ساخت مرا یک جامه پر از شراب دستت باشد تا حاله منه خراب دستت باشد این چند هزارمین شبه بی خوابیست ای عشق فقط حساب دستت باشد ای عشق تو هم دست به سر کن مرا دلخوش به نگاه مختصر کن مرا او آمدو رفتو ما پسه پنجره ایم صد بار نگفتمت خبر کن مرا دیوار بلند آرزوهایم ریخت صد آینه از بگو مگوهایم ریخت اندازه ی موهایه سرم خواستمت آنقدر نیامدی که موهایم ریخت شد کوچه به کوچه جستجو عاشقه او شد با شبو گریه روبرو عاشقه اون پایان حکایتش شنیدن دارد من عاشقه او بودمو او عاشقه او چون جاده به زخم رفتن آراست مرا یک سینه تپش نفس نفس کاست مرا این بود تمام ماجرای من و او میخواستمش ولی نمیخواست مرا
- ۸۶۷
- ۱۰ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط