پارت 8

پارت 8

جییمن. ات ات خوبیییییییی

ویو جیمین
دیدم ات بی هوش شد خیلی نگرانش شدم من حتی برای خواهرمم انقدر نگران نشدم سریع براید استایل بغلش کردم و گذاشتمش رو تخت خودم یهو بهوش اومد

ات. ههه اینجا کجاست ای سرم

جیمین. چته

ات. هین یا خدااا هقهقهقهق ببخشید منو نزن(گریه و ترس)

جیمین. ات(دستشو دراز کرد سمت ات)

ات. نه نه نزدیک نیاااا ترو خدااااا غلططط کردمممم(گریه)

جیمین. ات کاریت ندارم

ات. نه نه جلو نیااااا(گریه)

جیمین رفت بیرون از اتاق

ویو جیمین

هرچی فکر میکنم عاشق ااتت شدم وایی نه

ویوات
پسره ی *********٭هوففففف
این چه فازی داره یه بار مثل سگ(خودتی) میزنه یه بارم میگه کاریت ندارم گگگگگگگ
مهربون بازی در میاره هوففف برم به کارم برسم لباسم رو عوض کردم و رفتم پایین
اجوما بهم گفت پله ها رو تمیز کن و اب و کفو داد بهم داشتم درست میکردم که یهو
لیز خوردم اشهدمو جا اوردم چشمامو بستم که یهو افتادم ولی دردی هس نکردم!
برگشتم دیدم واییی اربابه اوردم پایین

ات. اوه ارباب معذرت میخوام و بدو بدو به سمت پله ها دویدم

جیمین. اجوما

اجوما. بله پسرم

جیمین. اخه این چه کاریه دادی ات اگه من نمیرسیدم مخش پخش زمین بود(اروم)

اجوما. چشم پسرم

ادامه دارد.......

بچه ها ببخشید کم شد یا یروز کم تر میزارم درک کنید مریضی گشادی دارم ولی از یروز نمیره اونورتر اگه دوروز شد فش بارونم کنیددد🥺😘😂

شرایط پارت بعد

۸تا لایک
2تا کامنت
دیدگاه ها (۱۴)

سلام قشنگام میخوام یه چند پارتی رو همزمان با فیکم بنویسموقتی...

سه پارتی وقتی بدون اینکه خبر داشته باشه رفتی شرکتش و ....( ع...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

the first lie

دختر کوچولو بی تی اس

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط