{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنت

من به فرد رو به رویی، لحظه ی خندیدنت

من به بارانی که با لذت نگاهش می کنی
یا نسیمی که رها می چرخد اطراف تنت ...

من حسادت می کنم حتی به دست گرم آن،

شال خوشرنگی که می پیچد به دور گردنت

وقتی انگشتان تو در گیسوانت می دود
من به رد مانده از اینجور سامان دادنت ...

اینکه چیزی نیست ، گاهی دل حسادت کرده به

عطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنت

هیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت
من حسادت می کنم حتی به قلب دشمنت

کاش هرکس غیر من، ای کاش حتی آینه

پلک هایش روی هم می رفت وقت دیدنت.
دیدگاه ها (۲۲)

تو رفتی و نپرسیدی از اندوه و غمِ غربت...رها کردی مرا در این...

دوستت دارم نمے دانم چرایش را نپرساتفاقے دل سپردم ماجرایش را ...

گاهی دلمبرای خودم تنگ می شود،دائم برای تو. ..

وابسته‌ام کنگاهی‌ حتی نبودنت هم غنیمت می‌‌شودهمیشه گفته امدل...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

🖤 قفس سیاه | معرفی رمان👑 شخصیت‌های اصلی🖤 جونگکوک۲۳ ساله | وا...

پارت: 20 (بخش2) **زاویه دید: زین**صدای باسِ کرکننده‌ی موسیقی...

ابلیس

part 145رو تخت خوابیده بود و چویا آروم موهاشو نوازش می‌کرد.ن...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

من حسادت می‌کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه‌...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط