{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بــــا ریاضـــی اندکـــی، گاهـی قرابت میکنی

بــــا ریاضـــی اندکـــی، گاهـی قرابت میکنی
بـــا ریاضی گــاه گاهی هـــم رفاقت میکنـــی

تابعت گاهـــی بـــه سمت صفـــر مایل میشود
دختـــری هستی که بـــا مردان نجابت میکنی

ابــروانت تابـــع پیوستــــه و مشتــق پذیـــــر
بـــا دو ابرویت ز چشمـانـت حفاظت میکنـــی

خــال لب هایت همـان یک نقطه بحرانی است
با همـــان یک خـــال تابـــع را روایت میکنـی

مثل سهمـــی! تــا در آغوشت بگیرم رفته ای
تــا مماســـم می شــوی میــــل نهایت میکنـی

مشتــق لب هــای مـن بـــر مشتق لب های تو
نقطــه عطفــی می شود بانو! کرامت میکنی؟

اســــم لب آمد حواســم پرت شـد؛ آشفتــــه ام
داشتـــم می گفتمـت بانـــو!... عنایت میکنــی؟

من همان معلوم عاشق بین این صورت سؤال
تـــو همـــان مجهـول لا ینحــل، برائت میکنـی

مـن مجانب می شـوم گاهی بــه سمتم میل کن
حــد شرعی را فقـط بـــا مــن رعایت میکنــی

حـــد مبهــم می شوم بــا بوســـه ای رفعم نما
رفـع ابهامــــم کنـــی مـــا را کفایت میکنـــــی

#سجاد_شیرازیان
دیدگاه ها (۳)

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕ماه‌ها بعد، یونا دوباره نقاشی کرد....

نمیبخشمت p.23

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

فاصله یک لبخند تا جنون

کسر عشقم صورتش گیسوی توستمخرجش نیز آن جمال روی توستجمع قلبم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط