{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
حواسم پرتِ چشمهایت بود
دلم را ربود
و گذاشت میانِ پلکهایش
و مرا به اسارت برده است
فداےخنده هایت
حالا که ربوده اے
مراقبش باش
پس دادنش
دیدگاه ها (۶)

قهر میکنیم تا بفهمانیم دوستش داریم .گریه مے کنیم تا بگوئیم د...

برایم مهم نیست بعد از من با این لب هاچندنفررا بوسیده اےیا فن...

اینجا من بستگے دارمبه تو... به حرفهایتآرامشتبه بودنت... اینج...

مانده امامروزظهرتو را با کدام واژه ےعاشقانه صدا بزنمدیگرنفسم...

پارت شانزدهم چند روز بعد توی این چند روز تهیونگ خیلی بهتر از...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

AR-Lp 36

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

پارت هجدهم بارون گرفته بود. رزا کنار پنجره نشسته بود، یه فنج...

رمان✨رقیب عشقی✨💖پارت ۱همه ی بچه های ۱۱ ساله داشتن از والدینش...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط