«عاشق حضرت آدم». Part 3
«عاشق حضرت آدم». Part 3
چه شنیده بود؟؟؟یونگی دید که خدا آدم را از گل ساخته بود و خود یونگی از چه بود؟؟ از آتش!!!!! میدانید برای چه عصبی و ناراحت بود؟؟؟
نه. هیچکس آنجا حال اورا درک نمیکرد. او شعله کشیدن و فرشتگانی که خود از جنس نور بودند از روشنایی او شوکه شده بودند.
ـ چرا خدا؟؟چرا سجده؟؟ نمیشود فقط کمی به آن «اشرف مخلوقات» احترام بگذاریم؟؟
+ابلیس. سجده کن یا از محفل فرشتگان من رانده شو.
ـ خدایا بخاطر اینکه به او از خودت دادی ما نمیتوانیم که به او سجده کنیم!! او از گل ساخته شده. فرشتگان محفلت از نور هستند. حتی منی که همیشه در حال عبادت بودم از آتش هستم. آنوقت به گل سجده کنیم؟
+ابلیس. سجده کن یا رانده شو!
خدا نه تنها ناراحت نبود، بلکه در آرامش حرف میزد. ناگه جبرئیل، فرشته وحی الهی جلوی ابلیس آمد و محکم ت از حدش اعلام کرد.
+ابلیس!!سجده کن! اجازه سرپیچی و نافرمانی نداره.
یونگی ناراحت بود. عصبی بود. ولی در قلب و ذهنش جمله های عجیبی میشنید!!
``او زیباترین است. زیباترین مخلوق خدا. حتی زیباتر از هانیل«فرشته محافظ بانوان که خود فرشته ای زیبا و شاید مونث بود» موهایش از جنس خورشید است؟؟ آری. این تنها توصیف برای روشنایی و زیبایی موهای درخشانش است.
آن بدن؟؟آیا....آیا جنس آن بدن از نور بود؟؟ آری؟ چون....چون مانند بدن تمامی فرشتگان است. نورانی و سفید مانند قلی خورشید..
ولی صبر کن یونگی!! آن دو چشم را تو هم میبینی؟ چون من از چشمان تو می بینمشان . خدا کدام کهکشان پرستاره را از بین برده تا چشمان اورا خلق کند؟؟``
چه شنیده بود؟؟؟یونگی دید که خدا آدم را از گل ساخته بود و خود یونگی از چه بود؟؟ از آتش!!!!! میدانید برای چه عصبی و ناراحت بود؟؟؟
نه. هیچکس آنجا حال اورا درک نمیکرد. او شعله کشیدن و فرشتگانی که خود از جنس نور بودند از روشنایی او شوکه شده بودند.
ـ چرا خدا؟؟چرا سجده؟؟ نمیشود فقط کمی به آن «اشرف مخلوقات» احترام بگذاریم؟؟
+ابلیس. سجده کن یا از محفل فرشتگان من رانده شو.
ـ خدایا بخاطر اینکه به او از خودت دادی ما نمیتوانیم که به او سجده کنیم!! او از گل ساخته شده. فرشتگان محفلت از نور هستند. حتی منی که همیشه در حال عبادت بودم از آتش هستم. آنوقت به گل سجده کنیم؟
+ابلیس. سجده کن یا رانده شو!
خدا نه تنها ناراحت نبود، بلکه در آرامش حرف میزد. ناگه جبرئیل، فرشته وحی الهی جلوی ابلیس آمد و محکم ت از حدش اعلام کرد.
+ابلیس!!سجده کن! اجازه سرپیچی و نافرمانی نداره.
یونگی ناراحت بود. عصبی بود. ولی در قلب و ذهنش جمله های عجیبی میشنید!!
``او زیباترین است. زیباترین مخلوق خدا. حتی زیباتر از هانیل«فرشته محافظ بانوان که خود فرشته ای زیبا و شاید مونث بود» موهایش از جنس خورشید است؟؟ آری. این تنها توصیف برای روشنایی و زیبایی موهای درخشانش است.
آن بدن؟؟آیا....آیا جنس آن بدن از نور بود؟؟ آری؟ چون....چون مانند بدن تمامی فرشتگان است. نورانی و سفید مانند قلی خورشید..
ولی صبر کن یونگی!! آن دو چشم را تو هم میبینی؟ چون من از چشمان تو می بینمشان . خدا کدام کهکشان پرستاره را از بین برده تا چشمان اورا خلق کند؟؟``
- ۳.۲k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط