عاشقانه

بی تو باغی وسط ِ همهمه‌ی پاییزم
خالی‌ام از خود و از حسرتِ تو لبریزم
مثل دیوار ترک‌خورده پس از زلزله‌ام
آخر از بوسه‌ی یک باد فرو می‌ریزم
هر که در عشق تو افتاد بهشتش گم شد
به جهنم ! من از این سیب نمی‌پرهیزم
خنده و اشک و جنون را همه باهم دارم
سوژه‌ای بکر از آینده‌ی رستاخیزم !
بعد ِ یک قرن اگر بر سر ِ قبرم برسی
مطمئن باش به دیدار تو برمی‌خیزم
دیدگاه ها (۱۵)

بی تو باغی وسط ِ همهمه‌ی پاییزمخالی‌ام از خود و از حسرتِ تو ...

قطره قطره به هوای چه کسی لبریزمشمعِ بی نورم و از شعله نمی پر...

قطره قطره به هوای چه کسی لبریزمشمعِ بی نورم و از شعله نمی پر...

حمدالله لطفی شاعر ایوانغربی

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط