فسقلی من
پارت ۵
سعی کردم دیگه کل کل نکنم و رفتم نشستم سر کاناپه که سونهو اومد پیشم
^خاله مطمئن باش تهیونگ اوپا خیلیییی پسر خوبیه!
+از نظر تو خوبه خاله وگرنه خیلی رو مخه
^من که اینطور فکر نمیکنم
+خب حالا اونو ولش کن بگو ببینم مدرسه چه خبر
^هیچی ۲۴ ساعته پسرا درو برمن
+عهههه..خوشگلیت به خالت رفته
^میدونم خاله من خیلیییی خوشگلو جذابه
+قربونت برمممم
_دختری دارین چی میگین پشت سرم که حرف نمیزنین؟
+هوففف باز این دراز اومد! دو دقیقه از دستت نمیشه راحت باشم؟
_من سایتم خانوم رئیس
^خاله تو رئیسشی؟
+آره خاله رئیسشم ولی اصلا به حرفم گوش نمیده!
سونهو از سر و کولش رفت بالا و گردنشو محکم گرفت و گفت
^اوپای بد! باید به حرف خالم گوش کنی!
_باشه باشه گوش میکنم
+حرفش دو ثانیه دووم داره!
بعد از کولش اومد پایین که خواهرم صداش کرد و رفت پیشش
تهیونگ اومد پیش من نشستم و دستشو انداخت دور گردنم
+دستتو بردار خیلی زود پسر خاله میشی ها!
_انقدر غر نزنننن
+میزنم تا مغزت بترکه
صورتشو آورد نزدیک گوشم و گفت
_دو دقیقه آروم بگیر مگرنه ساکتت میکنم ! میدونی چطوری دیگه؟*شیطون*
با حرفش سکوت کردم که دیدم منو کشید توی بغلش
٪اخیییی چقدر به هم میان!
+خالههه!!
÷راست میگه دخترم! خیلی به هم میاین
+مامان تو چرااااا😫
_هیشششش
+ایییی تو هم دفعه یه دف! به خدا فردا اخراجت میکنم
_فسقلی خیلی غر میزنی داری دیوونم میکنی!
از بغلش اومدم بیرون دمپایی مامانمو برداشتم و به نشونه تهدید گرفتم جلوش و گفتم
+یه بار دیگه بگی فسقلی ... همینو میکنم تو حلقت!
_اون که توی دهن من جا نمیشه که!
+جاش میدم میخوای امتحان کنیم؟
_نه بابا به صورت جذابم صدمه میزنی!
+اعتماد به سقفت منو کشته!
_پس چرا نمی میری؟
+واییییی تهیونگگگگگ
^خاله آنقدر حرص نخور
+مگه میشه حرص نخورم
که گوشیم زنگ زد بدون اینکه نگاه کنم کیه برداشتم
+الو!
@ ا.ت چیشده؟
نگاه به گوشی کردم فهمیدم سوهوئه
نکته:سوهو دوستِ پسر ا.تس فقط دوست معمولی و هیچ رابطه ای نداره*
+سلام سوهو ببخشید اعصاب نداشتم
@ کسی اذیتت کرده؟
+نه بابا
_کیه ها؟
+ببند دهنتو!
@ چرا؟
+با تو نبودم خب کاری داشتی؟
@ خواستم بگم اون دختره بود که بهت گفتم دوستش دارم.
+خب!*ذوق*
@ مخشو زدم!
+ایوللللللل *جیغ* خیلی خوشحالم
تو را به خدا کمک کنید گدا هستم لایک میخواهم🥸🎀
سعی کردم دیگه کل کل نکنم و رفتم نشستم سر کاناپه که سونهو اومد پیشم
^خاله مطمئن باش تهیونگ اوپا خیلیییی پسر خوبیه!
+از نظر تو خوبه خاله وگرنه خیلی رو مخه
^من که اینطور فکر نمیکنم
+خب حالا اونو ولش کن بگو ببینم مدرسه چه خبر
^هیچی ۲۴ ساعته پسرا درو برمن
+عهههه..خوشگلیت به خالت رفته
^میدونم خاله من خیلیییی خوشگلو جذابه
+قربونت برمممم
_دختری دارین چی میگین پشت سرم که حرف نمیزنین؟
+هوففف باز این دراز اومد! دو دقیقه از دستت نمیشه راحت باشم؟
_من سایتم خانوم رئیس
^خاله تو رئیسشی؟
+آره خاله رئیسشم ولی اصلا به حرفم گوش نمیده!
سونهو از سر و کولش رفت بالا و گردنشو محکم گرفت و گفت
^اوپای بد! باید به حرف خالم گوش کنی!
_باشه باشه گوش میکنم
+حرفش دو ثانیه دووم داره!
بعد از کولش اومد پایین که خواهرم صداش کرد و رفت پیشش
تهیونگ اومد پیش من نشستم و دستشو انداخت دور گردنم
+دستتو بردار خیلی زود پسر خاله میشی ها!
_انقدر غر نزنننن
+میزنم تا مغزت بترکه
صورتشو آورد نزدیک گوشم و گفت
_دو دقیقه آروم بگیر مگرنه ساکتت میکنم ! میدونی چطوری دیگه؟*شیطون*
با حرفش سکوت کردم که دیدم منو کشید توی بغلش
٪اخیییی چقدر به هم میان!
+خالههه!!
÷راست میگه دخترم! خیلی به هم میاین
+مامان تو چرااااا😫
_هیشششش
+ایییی تو هم دفعه یه دف! به خدا فردا اخراجت میکنم
_فسقلی خیلی غر میزنی داری دیوونم میکنی!
از بغلش اومدم بیرون دمپایی مامانمو برداشتم و به نشونه تهدید گرفتم جلوش و گفتم
+یه بار دیگه بگی فسقلی ... همینو میکنم تو حلقت!
_اون که توی دهن من جا نمیشه که!
+جاش میدم میخوای امتحان کنیم؟
_نه بابا به صورت جذابم صدمه میزنی!
+اعتماد به سقفت منو کشته!
_پس چرا نمی میری؟
+واییییی تهیونگگگگگ
^خاله آنقدر حرص نخور
+مگه میشه حرص نخورم
که گوشیم زنگ زد بدون اینکه نگاه کنم کیه برداشتم
+الو!
@ ا.ت چیشده؟
نگاه به گوشی کردم فهمیدم سوهوئه
نکته:سوهو دوستِ پسر ا.تس فقط دوست معمولی و هیچ رابطه ای نداره*
+سلام سوهو ببخشید اعصاب نداشتم
@ کسی اذیتت کرده؟
+نه بابا
_کیه ها؟
+ببند دهنتو!
@ چرا؟
+با تو نبودم خب کاری داشتی؟
@ خواستم بگم اون دختره بود که بهت گفتم دوستش دارم.
+خب!*ذوق*
@ مخشو زدم!
+ایوللللللل *جیغ* خیلی خوشحالم
تو را به خدا کمک کنید گدا هستم لایک میخواهم🥸🎀
- ۱۴.۱k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط