بگذار که چشمـان تو را وام

بگذار که چشمـان تو را وام
بگیرم
با دیـــدن دنیــای تــــو آرام
بگیرم

تر دستی لبهای تورا دیدم و
باید
از شیـوه ی خندیدنـت الهام
بگیرم
..
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𖥻 ׁ ׅ  title ! ﹒  ◡◡  ‌   𝄃𝄂𝄀...

انگار...وام گرفته اندتمام دریاها رااز ژرفای نگاه تووابرها ،ا...

وقتی پرستار دخترش بودی💜پارت ۲_خب راستش...من چند وقتیه ازت خو...

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

تاآخرزندگیت هیچ کسی مثل من عاشقت نمیشه تو پیر میشی.......ولی...

از وقتی ۲۸ سالت بود تا امروز، از همون روز اول تا الان، تو هم...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت پانزدهم 𓆪ات پشت سر جیمین ایستاد.جیمین ...

جنگل نفرین شده پارت ۲۱

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط