روانی دست نیافتنی
PT:3
ویو کلارا:
همونطور که میرق.صیدم متوجه نگاه های سنگین یه نفر روی خودم شدم،درسته همون یارو بود که جذاب بود خیلی بهم زل زده بود
تهیونگم که کارد میزدی خونش در نمیومد ولی دیگه کوچیک نیستم واسم تصمیم بگیره
این دختره هم اصن انگار نه انگار با من اومده واسه خودش دوست پسر پیدا کرده
_من میرم دستشویی بر میگردم
×اوکی زود بیا
ویو تهیونگ:
دیدم کلارا داره میره دستشویی فرصت خوبی بود باهاش حرف بزنم رفتم وارد دستشویی شدم درو قفل کردم
ویو کلارا:
دیدم یکی اومد تو درو قفل کرد از تو آیینه دیدم تهیونگ بود
_چی میخوای؟
÷سلامت کجا رفته؟(تهیونگ❌️مامانم✅️)
_کارتو بگو
÷الان تحویلم نمی گیری که بگی خیلی شاخی؟
_تهیونگ اسگلی چیزی هستی؟(هوی زنیکه با تهیونگ درست حرف بزن)
÷هوی من ازت بزرگترم
_آخه بزرگی کردنتم دیدم،بکش کنار
÷اول جوابه منو بده
این لباس چیه تنت ها؟
اومدی خودتو به پسرا بما.لی آره؟(خنده عصبی)
_درست حرف بزن بعدشم به...تو...ربط...ندارههههههه(تیکه تیکه و داد)
÷صداتو واسه من بالا نبر(عربده)
_دهنتو ببند من صدام از تو بلندترهههههههههه(عربده نه ها عربدههههههههه)
ویو کوک:
تهیونگ دیر اومد نگرانش شدم گفت میره دستشویی پاشدم برم دنبالش که صدا عربده اومد صدای تهبونگ بود
بعدشم یه صدای بلندتر یا خدا یهچیزی شده
تهیونگگگگگگگگ درو باز کننننننننن(داد)
÷یه دفعه دیدم کوک در زد
بیا همینو میخواستی(روبه کلارا)
_به من چه کی هست اصن؟؟
تهیونگگگگگ این در فا.کی رو باز کن
÷ای بابا رفیقمه
÷ وایسا جونگکوک اومدم اومدممممممم
که یهو درو باز کرد خودشو همون دختره که داشت می رقص.ید تو دستشویی بودن(محض اطلاع دستشویی ها از این چندتایی ها بود)
من نگرانتم تو وایسادی دعوا میکنی؟؟؟
نمیدونستم دوست دختر داری
÷نه دوست دخترم نیستش
کیه؟؟
÷حالا بهت میگم
_اممم ببخشید من باید برم(کوک رو کنار میزنه میره)
÷هوی کلارا وایسا(داد)
_اهمیت ندادم رفتم
همون پسره که بد نگام میکرد رفیق تهیونگ بوده پس تهیونگم نخواسته بهش بگه خواهرم لابد خیلی ابرو برم آره درسته من آبرو برم هیچکس ازم خوشش نمیاد همه بزور تحملم میکنن اینارو با خودش تو راه خونه میگه
همینطور که با خودم حرف میزدم لینا زنگ زد
_جانم لینا
×کره خر پس کجا گذاشتی رفتی سر شب
_ببخشید لینا اما حالم خیلی خوب نیست بعدا باهات حرف میزنم
×باشه عشقم پس من با نیک (دوست پسرش)میرم خونه
_اوکی بای
×بای بای
تلفن رو قطع کردم که یهووو
_______________________________________
خب خب تموم شد این پارت بچه ها من بخاطر اینکه تو این روزا یکمم که شده حالتون بهتر باشه سعی میکنم پارت هارو زود واستون بزار قشنگا شما هم حمایت کنید✨️🦋
ویو کلارا:
همونطور که میرق.صیدم متوجه نگاه های سنگین یه نفر روی خودم شدم،درسته همون یارو بود که جذاب بود خیلی بهم زل زده بود
تهیونگم که کارد میزدی خونش در نمیومد ولی دیگه کوچیک نیستم واسم تصمیم بگیره
این دختره هم اصن انگار نه انگار با من اومده واسه خودش دوست پسر پیدا کرده
_من میرم دستشویی بر میگردم
×اوکی زود بیا
ویو تهیونگ:
دیدم کلارا داره میره دستشویی فرصت خوبی بود باهاش حرف بزنم رفتم وارد دستشویی شدم درو قفل کردم
ویو کلارا:
دیدم یکی اومد تو درو قفل کرد از تو آیینه دیدم تهیونگ بود
_چی میخوای؟
÷سلامت کجا رفته؟(تهیونگ❌️مامانم✅️)
_کارتو بگو
÷الان تحویلم نمی گیری که بگی خیلی شاخی؟
_تهیونگ اسگلی چیزی هستی؟(هوی زنیکه با تهیونگ درست حرف بزن)
÷هوی من ازت بزرگترم
_آخه بزرگی کردنتم دیدم،بکش کنار
÷اول جوابه منو بده
این لباس چیه تنت ها؟
اومدی خودتو به پسرا بما.لی آره؟(خنده عصبی)
_درست حرف بزن بعدشم به...تو...ربط...ندارههههههه(تیکه تیکه و داد)
÷صداتو واسه من بالا نبر(عربده)
_دهنتو ببند من صدام از تو بلندترهههههههههه(عربده نه ها عربدههههههههه)
ویو کوک:
تهیونگ دیر اومد نگرانش شدم گفت میره دستشویی پاشدم برم دنبالش که صدا عربده اومد صدای تهبونگ بود
بعدشم یه صدای بلندتر یا خدا یهچیزی شده
تهیونگگگگگگگگ درو باز کننننننننن(داد)
÷یه دفعه دیدم کوک در زد
بیا همینو میخواستی(روبه کلارا)
_به من چه کی هست اصن؟؟
تهیونگگگگگ این در فا.کی رو باز کن
÷ای بابا رفیقمه
÷ وایسا جونگکوک اومدم اومدممممممم
که یهو درو باز کرد خودشو همون دختره که داشت می رقص.ید تو دستشویی بودن(محض اطلاع دستشویی ها از این چندتایی ها بود)
من نگرانتم تو وایسادی دعوا میکنی؟؟؟
نمیدونستم دوست دختر داری
÷نه دوست دخترم نیستش
کیه؟؟
÷حالا بهت میگم
_اممم ببخشید من باید برم(کوک رو کنار میزنه میره)
÷هوی کلارا وایسا(داد)
_اهمیت ندادم رفتم
همون پسره که بد نگام میکرد رفیق تهیونگ بوده پس تهیونگم نخواسته بهش بگه خواهرم لابد خیلی ابرو برم آره درسته من آبرو برم هیچکس ازم خوشش نمیاد همه بزور تحملم میکنن اینارو با خودش تو راه خونه میگه
همینطور که با خودم حرف میزدم لینا زنگ زد
_جانم لینا
×کره خر پس کجا گذاشتی رفتی سر شب
_ببخشید لینا اما حالم خیلی خوب نیست بعدا باهات حرف میزنم
×باشه عشقم پس من با نیک (دوست پسرش)میرم خونه
_اوکی بای
×بای بای
تلفن رو قطع کردم که یهووو
_______________________________________
خب خب تموم شد این پارت بچه ها من بخاطر اینکه تو این روزا یکمم که شده حالتون بهتر باشه سعی میکنم پارت هارو زود واستون بزار قشنگا شما هم حمایت کنید✨️🦋
- ۱۸.۳k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط