با شمع های روشن تو باز می رسد

با شمع های روشن تو باز می رسد
آن لحظه ای که صبح به صد ناز می رسد
در روشنای گنبد گرم کبود تو
من آن کبوترم که به پرواز می رسد
توی نسیم صبح نفس می کشم تو را
با انتظار تو نفسم باز می رسد
این انتظار ختم به پایان نمی شود
این انتظار تازه به آغاز می رسد
م.ن.راهی
میم نون راهی
#میم_نون_راهی
دیدگاه ها (۱)

شاید بیایی...اما نه از آن راهی که چشم‌هایم هر شب به انتظارش ...

سلام صبح زیباتون بخیر جمعه‌تونم زیباقلبی شکرگزار اول صبحخدای...

☀️«طلوعِ تراز؛ مهندسیِ نور و امید در دکترینِ حَد»📝 متن صبح ا...

رها🦋 اگر روزی از تو درباره ی من پرسیدند با آن ها بگو لجباز ب...

📚 علیرضا بدیع 🎤 استاد رشید کاکاوند 📃پاییز می رسد که مرا مبتل...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

پارت ۶

واقعیتِ تلخ این است: من دیگر حوصله‌ی دوست داشته شدن ندارم. ن...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش چهارم_نفسم بند آمده.باید ...

اول مهرپاییز.۱۴۰۵/۷/۱پاییزشعری ست. محکم و گرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط