پارت ⁴⁰

پارت ⁴⁰

+( با حرفی که بورا زد خودم رو سراسیمه به طبقه پایین رسیدم )

+داری چیکار میکنی( داد )

+( داشت خانم جئون رو خفه میکرد کسیم جرعت نمی‌کرد بهش بگه نکن آخه این چه وضعشه مگا میشه مادر خودت رو کشت )

_ چرا اومدی پایین( عربده )

+ اول آروم باش اونو ولش کن

_ بهش اختار داده بودم که دست به این کار نزنه

+ باشه ول....( ادامه حرفم کامل نشد که هی سان حرف زد )

هی سان : کوک نکن فقط بهم اعتماد کن قول میدم دیگه این کارو نکنه

لنا : خودتو نخود هر آشی نکن

هی سان : نه خواهر لنا

+( هه فک میکنه تو فیلمی چیزیه خواهر لنا خنده داره )

_ چرا وقتی بهت گفتم نمیخوام جدا شم باز اصرار کردی

+( صورت کوک رو بین دستام قالب کردم )
اشکال نداره آروم باش قرار نیست همو از دست بدیم

+( وای خدا من دارم با کوک حرف میزنم اونم حرف میزنه )

هی سان: من پیشت........

+ ساکت باش دیگه (داد )
+ ( با دادی که زدم همه تعجب کردن کوک خانم جئون رو انداخت زمین )



..............



@Nazanin09_2

آمار پیج روبیکام بره بالا تا پارت بعدی رو بزارم 💙
دیدگاه ها (۴۰)

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

پارت ۲۳

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

☆چند پارتی☆☆پارت: ۰۳☆☆وقتی دخترتون.....☆هی‌را و سوهی رو به ر...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

Iove and the moonPart51♡ویو مهمانی● ساعت هشت شب بود و من و ک...

### پشت نقاب عشق 💗**پارت اول از هفت پارت****نویسنده: جئون جن...

تتوی یواشکــــیتک پارتی از فلیکســــــــــــــــــــــــــــ...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part ¹[ساعت ۱۱ صبح]سولا:لعنت بهش......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط