دوستش می دارم!

دوستش می دارم!
چرا که می شناسمش،
به دوستی و یگانگی!

شهر، همه بیگانگی و عداوت است!
هنگامی که دستان مهربانش را به دست می گیرم؛
تنهایی غم انگیزش را در می یابم...

#احمد_شاملو

#Tak_setareh★
دیدگاه ها (۱)

نمی‌دانم از چه می‌گریزم؛از آدم‌ها، از خویشتن، یا از آن غریبه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

عکسم باهوش مصنوعی.ملکه خوب ها

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

قسمت دوازده

dark life = 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط