{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنگ چشمات بارون رو به یادم میاره !

رنگ چشمات بارون رو به یادم میاره !
خندید و خودشم دست کشید رو چشماش
و گفتش : بارون مگه رنگ داره جانم؟
دست زدم زیر چونه و حواسمو غرق کردم
تو قرنیهِ چشماش :
نه نداره ، اما حس داره !
چشمات حس بارون رو داره ؛
نگاشون که میکنم هم آروم میگیرم
هم دلم آشوب میشه ..
آروم میگیرم از بودنشون و آشوب میشم
از این همه آرامشی که اگه نباشی دیگه
هیچوقت نمیاد تو زندگیم ؛
چشمات مثل بارون ، یه حال
بدِ خوبو میریزه تو وجودم .. ! :)

²⁷فروردین ماه ¹⁴⁰¹

#KAF_M.i.M
#no_Kopi🚫
#M.I
دیدگاه ها (۰)

سناریو سانزو

کپشن ملکه های خوشگلم🙃💘عروسک من😈🔞پارت هفتاد و یک -به چی زل زد...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 38جونگکوک از نزدیکی ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

وقتی...(پارت دوم)

**موضوع: وقتی وسط دعوا می‌خواد ببوسدت، ولی تو با تندی ردش می...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

part55. . maybe love? در اثر تکون های یونجون و صدا زدناش چشم...

ابلیس

دختر و پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط