ویوی ا.ت
ویوی ا.ت
با زبان اشاره بهش گفتم:بگو
گفت:من یه خواهر دو قلو داشتم که ۵ دقیقه از من بزرگ تر بود اون دقیقا شبیه تو بود اسمش هم با تو یکی بود ما ۴ سال با هم بودیم اما یه روز اون کلا گم شد و آب شد رفت توی زمین
به خواطر همینه که بابا به من نگاه نمیکنه چون من خیلی شبیه اونم
الانم پادشاه یا همون بابا شک کرده که تو دختر گم شده ی اونی به خواطر همین از پزشک دربار خواسته که حواسشون به تو باشه...
با زبان اشاره بهش گفتم:بگو
گفت:من یه خواهر دو قلو داشتم که ۵ دقیقه از من بزرگ تر بود اون دقیقا شبیه تو بود اسمش هم با تو یکی بود ما ۴ سال با هم بودیم اما یه روز اون کلا گم شد و آب شد رفت توی زمین
به خواطر همینه که بابا به من نگاه نمیکنه چون من خیلی شبیه اونم
الانم پادشاه یا همون بابا شک کرده که تو دختر گم شده ی اونی به خواطر همین از پزشک دربار خواسته که حواسشون به تو باشه...
- ۹۹
- ۱۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط