ویوی ا.ت

ویوی ا.ت
با زبان اشاره بهش گفتم:بگو
گفت:من یه خواهر دو قلو داشتم که ۵ دقیقه از من بزرگ تر بود اون دقیقا شبیه تو بود اسمش هم با تو یکی بود ما ۴ سال با هم بودیم اما یه روز اون کلا گم شد و آب شد رفت توی زمین
به خواطر همینه که بابا به من نگاه نمیکنه چون من خیلی شبیه اونم
الانم پادشاه یا همون بابا شک کرده که تو دختر گم شده ی اونی به خواطر همین از پزشک دربار خواسته که حواسشون به تو باشه...
دیدگاه ها (۱)

آرت جدید نیس_قبلا کشیده بودم ولی فکر میکنم پستش نکردم...مثلا...

" ویو لیا "به کوک نگاه کروم اونم داشت نگام میکرد باورم نمیشه...

وقتی...( درخواستی)

بادشکن p2همه چی تموم میشه و میزدکی میره روی یکی از صندلی ها ...

From Enmity to Love

پارت ۳۲پیتر :چته روانی هستی تو؟جونگ کوک:اگه یه بار دیگه اسم ...

پارت ۴۷

یه نکته جالب راجبه این فیلم به یادم افتاد گفتم بهش اشاره کنم...

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

معرفی اوسی/oc/آرت جدید/حمایت?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط