{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقو ما دیروز تو قبرستون بودیم دیدیم یه مراسم ختم واس یه ب

آقو ما دیروز تو قبرستون بودیم دیدیم یه مراسم ختم واس یه بابایی گرفتن

گفتیم مام شرکت کنیم ثواب داره…

همه نشسته بودیم ناراحت یهو خونواده زن دوم مرحوم پیداشون شد!

آقو دوتا خونواده افتادن رو سر هم کتک و کتک کاری…مام رفتیم

جداشون کنیم انقد مشت و لگد خورد تو پوزمون فکمون از ۳۶جا شیکست!

آخرشم دو طرف از شدت ناراحتی اشتباهی مارو جای مرحوم دفن کردن!

ها ها ها…

رفتیم اون دنیا موقع سوال جواب کردن هل شدیم

همو اول سر نام و نام خانوادگی گند زدیم مارو فرستادن شوفاژخونه جهنم!

اوجا فقط ما بودیم و هیتلر!…تا مارو دید گفت ساده یه دقیقه ای نامه اعمال منو

نگه دار بند کفشمو ببندم…

دقیقا همو موقع دوتا فرشته اومدن واس بررسی نامه اعمال!

هیچی دیگه جنگ جهانی افتاد گردن ما هیتلرم بهشتی شد!

ها ها ها…

الآن نیم ساعته دارن به خاطر قتل عام تو فرانسه عذابم میدن!
دیدگاه ها (۴)

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

#تکپارتیموضوع:(وقتی میخایم بهش خیانت کنیم)اگه روزی تصمیم گرف...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ⁹به سمت‌شان رفتیم.جی...

★ازدواج اجباری...p³سرم گیج میرفت؛ نفسم بالا نمیومد!اصلا نفهم...

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

جدایی

رمان سوکوکو - پارت 26

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

True Love③④یک ساعت بعد تهیونگ: کجا بودی؟ ا/ت: بیرون دیدن یه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط